نمایش‌نامه

نام همه مصلوبان عیسی است

نمی‌دونم واسه چی می‌پرسین و کی هستین. این روزها نمی‌شه درست تشخیص داد کی حق داره بپرسه، کی نه! حرف، یک کلمه این ور اون ور می‌زنی،‌ می‌چسبوننت یه تیره‌ و دسته‌ای، بیا و جمعش کن! اسمم «فردوسه». من دوستش بودم. با این وضعیت بهتره بگم دوستش هستم. تو این نجاری کار می‌کرد. عاشق سینما بود. ولش می‌کردی تو «مولن روژ» داشت فیلم می‌دید.

نمایش
9786005765328
۱۳۸۹
۴۸ صفحه
۲۱۴ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ایوب آقاخانی
۱۱ رمان ایوب آقاخانی نمایشنامه‌نویس، کارگردان، بازیگر و نویسنده ایرانی است؛ هنرمندی که بخش مهمی از کارنامه‌اش در پیوند با تئاتر شکل گرفته است. او در تبریز به دنیا آمد و در فضای نمایشی ایران به عنوان چهره‌ای چندوجهی شناخته شد؛ نوشتن، اجرا و آموزش در مسیر کاری او کنار هم قرار دارند. در متن‌های نمایشی آقاخانی، دیالوگ و موقعیت اهمیت زیادی دارد؛ شخصیت‌ها اغلب در لحظه‌هایی قرار می‌گیرند که باید نسبت خود را با خاطره، تعهد و جامعه روشن کنند. تجربه صحنه باعث شده ...
دیگر رمان‌های ایوب آقاخانی
زنانی که به بزها خیره شده‌اند
زنانی که به بزها خیره شده‌اند (در تاریکی صدای مردی شنیده می شود) صدا: «رانندگی در نظر اول پیچیدس. اما فکر می‌کنم فقط احمق‌ها با نظر اول درباره امور پیچیده به نتیجه نهایی می‌رسن. نکته اول: آیا شما احمقید؟ بین شما بعیده کسی به این سوال جواب مثبت بده و حتی خود احمق‌ها!...
2 نمایش‌نامه (نام همه مصلوبان عیسی است رویاهای رام نشده)
2 نمایش‌نامه (نام همه مصلوبان عیسی است رویاهای رام نشده) نمی‌دونم واسه چی می‌پرسین و کی هستین. این روزها نمی‌شه درست تشخیص داد کی حق داره بپرسه، کی نه! حرف، یک کلمه این ور اون ور می‌زنی،‌ می‌چسبوننت یه تیره‌ و دسته‌ای، بیا و جمعش کن! اسمم «فردوسه». من دوستش بودم. با این وضعیت بهتره بگم دوستش هستم. تو این نجاری کار می‌کرد. عاشق سینما بود. ولش می‌کردی تو «مولن ...
کسوف و تمام صبح‌های زمین
کسوف و تمام صبح‌های زمین کسوف که منطقه صفر نامیده بودمش: حاصل گرفتن ذره‌بین روی یک نقطه‌ی عفونی نقطه ضعف تاریخ پر تفاخر بشری‌ست: جنگ و بی‌آرامی و مهاجرت، واقعیت رنج. تمام صبح‌های زمین هم همین است، در بستر و حال و هوایی دیگر: واقعیتی از نسل‌کشی. تنهاماندگی، ضعف پاسخ‌دهنده در برابر پرسش‌گر، راز آلودگی این مسیر و در نهایت، تحقیق تاریخی در خصوص هر دو واقعه‌ی ...
تمام صبح‌های زمین
تمام صبح‌های زمین جمیله: پس... صدا: و چون دلش نمی‌خواد شما رو درگیر این ماجرا بکنه، چیزی از این کاراش به شما نمی‌گه. جمیله: ... صدا: با شناختی که از شما پیدا کردم، تو اون مقطع کار درستی کرده. جمیله: ... پدر و مادر منو کشتن؟ صدا: پدربزرگتون این‌طور فکر می‌کرده. جمیله: شما چطور فکر می‌کنید؟ جمیله: (خیره است و بی‌جواب و طنین به طرف مقابلش!)...
مشاهده تمام رمان های ایوب آقاخانی
مجموعه‌ها