نمایش‌نامه

پچپچه‌های پشت خط نبرد (دی وی دی نمایش‌نامه)

نویسنده: علیرضا نادری کارگردان: اشکان خلیل‌نژاد کارگردان تلویزیونی: مصطفی قاهری بازیگران: نوید محمدزاده، حمید رحیمی، مهدی فریضه، سینا بالاهنگ، امیراحمد قزوینی، محمدهادی عطایی، کیوان ساکت‌اف، محمد اشکان‌فر طراح صحنه و لباس: اشکان خلیل‌نژاد مترجم: سارا بیگدلی‌شاملو موسیقی: علی شهبازی عکاس: سارنگ هاشمی طراح پوستر: اردشیر رستمی طراح جلد: روهینا (فرید حامدی) ، آرمان کوچکی تهیه کننده: گروه تئاتر تازه

2500110023725
۱۳۹۳
۱ صفحه
۴۱۴ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده علی‌رضا نادری
۹ رمان علی‌رضا نادری نمایشنامه‌نویس و نویسنده ایرانی است؛ از چهره‌های اثرگذار تئاتر معاصر ایران است و با متن‌هایی اجتماعی و پرکشمکش شناخته می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. نمایشنامه‌های او معمولا با تاریخ، جنگ، قدرت و فشارهای اجتماعی درگیرند و شخصیت‌ها را در وضعیت‌های سخت قرار می‌دهند. نادری به زبان صحنه آگاه است؛ دیالوگ‌هایش برای اجرا و برخورد زنده شخصیت‌ها نوشته می‌شوند. کار ...
دیگر رمان‌های علی‌رضا نادری
سعادت لرزان مردمان تیره‌روز و دیوار (کمدی 100 سال پس از جنگ) نمایش‌نامه
سعادت لرزان مردمان تیره‌روز و دیوار (کمدی 100 سال پس از جنگ) نمایش‌نامه سعادت لرزان مردمان تیره‌روز در سال 1380 و پس از دوازده سال عدم امکان اجرا به دلایل متعدد و مختلف سرانجام در جشنواره بین‌المللی فجر به روی صحنه رفت و موجی از شادی و امید در دل علاقه‌مندان تئاتر ایران پدید آورد. این نمایش‌نامه انسانی و ارزشمند که در اجرای عمومی نیز با استقبالی چشمگیر مواجه شد به فروپاشی یک ...
3 پاس از حیات طیبه نوجوان نجیب و زیبا
3 پاس از حیات طیبه نوجوان نجیب و زیبا رئالیسم یا واقع‌گرایی بر اساس یک قرارداد ادبی، واژه‌ای است برای دسته‌ای از نمایش‌نامه‌ها، و جز این، هوشمندانه‌تر است اگر بگوییم که واژه رئالیسم دلالتی بر واقع‌گرایی یا واقع‌نمایی نیست. می‌بینید نام‌ها چگونه به توهم می‌انجامد.
کوکوی کبوتران حرم
کوکوی کبوتران حرم فاطمه: عشق نجاتت داده دختر. اسم سربازه چی‌ بود؟ هما: هیچ‌وقت نفهمیدم اسم واقعی‌شو. اتیکت که نداشت، یعنی هیچ سربازی اتیکت نداشت. مطمئنم که اسم واقعیش نبود. مهم نبود اسمش. من عاشق اون وقتایی بودم که اون خاکی و گل آلود از خط می‌امد. کنار مخابرات اهواز، ساعت نه صبح، هر 4 شنبه، من وایساده بودم. می‌رسید با رفیق‌هاش خداحافظی می‌کرد؛ ...
پچپچه‌های پشت خط نبرد
پچپچه‌های پشت خط نبرد
مشاهده تمام رمان های علی‌رضا نادری
مجموعه‌ها