نمایش‌نامه

افق در آوای پرندگان زرد

حالا مجبورم هر روز سرمه‌دون زنمو بذارم تو جیبم تا وقتی که برمی‌گردم پشت در خونه دور چشمامو سرمه بکشم. می‌دونی اون روزا اونقدر پایین می‌موندم و زغال می‌کندم که گرد زغال دور تا دور چشمامو می‌گرفت که هرکی می‌دید می‌پرسید چشماتو سرمه کشیدی؟

نون
9786007141014
۱۳۹۲
۷۶ صفحه
۲۲۴ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های علی سلطانی
چیزهایی هست که نمی‌دانی
چیزهایی هست که نمی‌دانی باید بگویم از آن‌جایی که دغدغه‌های دیروز آدم با امروز و فردا یکسان و یک شکل نیست، چیزهایی هست که نمی‌دانی را منتصب به تجربه‌ها و دیده‌ها و شنیده‌های نوجوانی و قسمتی از جوانی‌ام می‌دانم که در این دوران هر کجا دلم نخواست و نتوانستم حرف بزنم، نوشتم‌اش این که آدم دلش نخواهد با کسی حرف بزند، خودش مملو از ...
و تنها عشق چاره‌ساز است
و تنها عشق چاره‌ساز است مثل هر نیمه شب چراغِ اتاق خوابش روشن است و درب بالکنش باز. توی تمام هفت ماهی که آمارش را دارم حتی یک شب را هم تا صبح نخوابیده. یک هفته است حتی برای خرید نان هم از خانه بیرون نرفته. قرار نبود به این زودی بیایم سراغش اما خب ترسیدم غیبش بزند و دستم بهش نرسد. تا همینجا هم ...
دختر نیستی که بفهمی
دختر نیستی که بفهمی کتاب «دختر نیستی که بفهمی» نوشته‌ی علی سلطانی، داستانی است عریان و بی‌پرده برای ترسیم زیست‌جهان دختران نسل جدید در جامعه‌ای که هنوز با تعاریف سنتی زنانگی و محدودیت‌های عرفی دست‌وپنج نرم می‌کند. این رمان فراتر از یک داستان خطی، یک مانیفست احساسی و اجتماعی است؛ فریادی از گلوی شخصیتی که می‌خواهد در میانه‌ی قضاوت‌ها، نگاه‌های سنگین و دیوارهای نامرئی، ...
راز رخشید برملا شد
راز رخشید برملا شد ابهامات و آنچه در دل و ذهن و چشمان رخشید نهفته بود، باعث شده بود که این‌گونه توی سرم جولان دهد. من داشتم به او فکر می‌کردم چون می‌خواستم کشفش کنم نه تصاحب! از طرفی هم، ته دلم نمی‌خواستم تمام زوایای ذهنی و رفتاری‌اش برایم روشن شود. احساس می‌کردم رخشید مانند کتابی‌ست که هر بار بخوانمش، چیز جدیدی دستگیرم می‌شود. ...
مشاهده تمام رمان های علی سلطانی
مجموعه‌ها