نمایش‌نامه

زبان‌ها و 1 نمایش‌نامه دیگر

(Tongues)

گوینده: او در وسط داستانی متولد شد که هیچ کاری با آن نداشت. در وسط مردم. در وسط مردم می‌ماند. همه جنگیدن‌هایش. همه رنجیدن‌هایش. همه امیدش. با مردم هستند. همه خوشی‌اش. همه نفرتش. همه تقلایش. با مردم هستند.

افراز
9786003261068
۱۳۹۳
۷۲ صفحه
۶۱۳ مشاهده
۰ نقل قول
سام شپارد
صفحه نویسنده سام شپارد
۱۵ رمان سام شپارد، نمایشنامه‌نویس، بازیگر و نویسنده آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به خانواده، مردانگی، خشونت، غرب آمریکا و فروپاشی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های سام شپارد
خدای دوزخ
خدای دوزخ شپارد خدای دوزخ را در واکنش به سیاست‌های دست راستی دولت آمریکا پس از رویدادهای 11 سپتامبر 2001 نوشت و خودش آن را تو دهنی‌ای بر فاشیسم حزب جمهوری‌خواه توصیف کرده است. نمایش‌نامه داستان فرانک و اما است که در ایالت ویسکانسین مزرعه دامپروری دارند و زندگی آرامی را می‌گذرانند، ولی با ورود یک مامور دولت که در تعقیب یکی ...
غرب حقیقی
غرب حقیقی مادر: وای همه‌شون مردن، نه؟‌ (به طرف آن می‌رود و از نزدیک براندازشان می‌کند) گمونم وقت نکردین آبشون بدین. آستین: من بهشون می‌رسیدم تا اینکه لی اومد و لی: آره من حسابی اوضاشو بهم ریختم، مامان اون تقصیر نداره. مکث. مادر به گیاه خیره شده است.
آخرین روزهای هنری موس
آخرین روزهای هنری موس شاید بهتره که اون مرده، چون حالا تو واقعا می‌تونی بعضی چیز‌ها رو به اون بگی تو می‌تونی تمام اون چیز‌هایی رو که پیشتر‌ها نمی‌تونستی به اون بگی حالا به‌اش بگی چون اون حالا مرده و تو تصور می‌کنی که زنده‌س و اون جز گوش دادن به تو هیچ کار دیگه‌یی نمی‌تونه بکنه.
خواب خوب بهشت
خواب خوب بهشت این کتاب مجموعه داستان‌هایی است از سام شپارد. نویسنده شصت و چند ساله‌ای که بعد از چهار دهه فعالیت هنری هنوز می‌نویسد و ناتوانی آدم‌ها در فهمیدن حرف همدیگر از دغدغه‌های همیشگی اوست.
دل‌کنده
دل‌کنده راسکو: دم شما گرم! سلی: خودت گفتی یه وقتی عملی بودی. راسکو: یه کم دماغی زده بودم! هیچ‌وقت «در بندش» نبودم. کلمه عملی فقط یه اصطلاح بود، محض استعاره‌ش گفتم. سلی: چی چی؟ راسکو: استعاره! ...
مشاهده تمام رمان های سام شپارد
مجموعه‌ها