این کتاب مجموعه داستانهایی است از سام شپارد. نویسنده شصت و چند سالهای که بعد از چهار دهه فعالیت هنری هنوز مینویسد و ناتوانی آدمها در فهمیدن حرف همدیگر از دغدغههای همیشگی اوست.
۱۵ رمان
سام شپارد، نمایشنامهنویس، بازیگر و نویسنده آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به خانواده، مردانگی، خشونت، غرب آمریکا و فروپاشی نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
غرب حقیقی
مادر: وای همهشون مردن، نه؟ (به طرف آن میرود و از نزدیک براندازشان میکند) گمونم وقت نکردین آبشون بدین.
آستین: من بهشون میرسیدم تا اینکه لی اومد و
لی: آره من حسابی اوضاشو بهم ریختم، مامان اون تقصیر نداره.
مکث. مادر به گیاه خیره شده است.
مادر ایکاروس
نویسنده در این نمایشنامه، با وامگیری از نام اسطوره ایکاروس ـ موجودی که آن قدر به خورشید نزدیک شد تا بالهای مومیاش ذوب گردید ـ سعی دارد ناتوانی بشر را در برقراری ارتباط با همنوع خود، به تصویر بکشد .ماجرای نمایشنامه در محوطه یک پارک عمومی روی میدهد که سه مرد و دو زن برای تماشای آتشبازی شبانه به آن ...
آخرین روزهای هنری موس
شاید بهتره که اون مرده، چون حالا تو واقعا میتونی بعضی چیزها رو به اون بگی تو میتونی تمام اون چیزهایی رو که پیشترها نمیتونستی به اون بگی حالا بهاش بگی چون اون حالا مرده و تو تصور میکنی که زندهس و اون جز گوش دادن به تو هیچ کار دیگهیی نمیتونه بکنه.
دلکنده
راسکو: دم شما گرم!
سلی: خودت گفتی یه وقتی عملی بودی.
راسکو: یه کم دماغی زده بودم! هیچوقت «در بندش» نبودم. کلمه عملی فقط یه اصطلاح بود، محض استعارهش گفتم.
سلی: چی چی؟
راسکو: استعاره!
...
کودک مدفون و غرب واقعی
مادر: وای همهشون مردن، نه؟ (به طرف آن میرود و از نزدیک براندازشان میکند) گمونم وقت نکردین آبشون بدین.
آستین: من بهشون میرسیدم تا اینکه لی اومد و
لی: آره من حسابی اوضاشو بهم ریختم، مامان اون تقصیر نداره.
مکث. مادر به گیاه خیره شده است.