مادر: وای همهشون مردن، نه؟ (به طرف آن میرود و از نزدیک براندازشان میکند) گمونم وقت نکردین آبشون بدین.
آستین: من بهشون میرسیدم تا اینکه لی اومد و
لی: آره من حسابی اوضاشو بهم ریختم، مامان اون تقصیر نداره.
مکث. مادر به گیاه خیره شده است.
۱۵ رمان
سام شپارد، نمایشنامهنویس، بازیگر و نویسنده آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به خانواده، مردانگی، خشونت، غرب آمریکا و فروپاشی نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
کودک مدفون
وینس: [به شلی] چرا اینجوری میکنی؟ میخوای دستم بندازی؟ اینا خونواده منن! میفهمی؟
شلی: تو منو مسخره کردی، واسه همینم هس که من الان اینجام، در صورتی که باید چن فرسخ دورتر از اینجا باشم. من ترجیح میدم هر جای دیگه باشم، هر جا غیر از اینجا، تویی که میخوای بمونی. بنابراین منم میمونم و هویجا رو خرد میکنم و میپزم ...
آخرین روزهای هنری موس
شاید بهتره که اون مرده، چون حالا تو واقعا میتونی بعضی چیزها رو به اون بگی تو میتونی تمام اون چیزهایی رو که پیشترها نمیتونستی به اون بگی حالا بهاش بگی چون اون حالا مرده و تو تصور میکنی که زندهس و اون جز گوش دادن به تو هیچ کار دیگهیی نمیتونه بکنه.
دست پنهان
بلو: گوش میکنی؟ کاکو مانگو رو رد کردیم؟ یا الان داریم ازش رد میشیم؟ گوش کن، اینجا رو بهش میگن آزوسا، نباس ردش کنی، منو کنار اون تپه بذار زمین، هی؟ زود باش دیگه، درستشم همینه، من که بهت کارد فرو نکردم، کسی هم کیفتو نزده، ها؟ باشه، پس بذار به زبون خوش پیاده شم، همینه، عاقله مرد، خوبه، اگه ...
دندان جنایت (نمایشی با همراهی موسیقی در 2 پرده)
بکی: هاس تو تا به حال کار خلاف قانون نکردی.
هاس: گور پدر تا به حال، الان لازمه. بوی خونو میشنوم. درسته. الان وقتشه! دارم عقب میافتم. شاید تو نفهمی.
خواب خوب بهشت
این کتاب مجموعه داستانهایی است از سام شپارد. نویسنده شصت و چند سالهای که بعد از چهار دهه فعالیت هنری هنوز مینویسد و ناتوانی آدمها در فهمیدن حرف همدیگر از دغدغههای همیشگی اوست.