۱۵ رمان
سام شپارد، نمایشنامهنویس، بازیگر و نویسنده آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به خانواده، مردانگی، خشونت، غرب آمریکا و فروپاشی نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
غرب حقیقی
مادر: وای همهشون مردن، نه؟ (به طرف آن میرود و از نزدیک براندازشان میکند) گمونم وقت نکردین آبشون بدین.
آستین: من بهشون میرسیدم تا اینکه لی اومد و
لی: آره من حسابی اوضاشو بهم ریختم، مامان اون تقصیر نداره.
مکث. مادر به گیاه خیره شده است.
آخرین روزهای هنری موس
شاید بهتره که اون مرده، چون حالا تو واقعا میتونی بعضی چیزها رو به اون بگی تو میتونی تمام اون چیزهایی رو که پیشترها نمیتونستی به اون بگی حالا بهاش بگی چون اون حالا مرده و تو تصور میکنی که زندهس و اون جز گوش دادن به تو هیچ کار دیگهیی نمیتونه بکنه.
دکه بین راه
این مجموعه مختصر شامل شش نمایشنامه کوتاه است که در اصل و به طور عمده قالب داستانی معمول ندارند و فقط به مکالمه ساخته شدهاند. نویسنده، خارج از مکالمه هیچ توضیحی درباره شخصیتها نمیدهد. "آیا این همه داستانکهاییاند کمابیش حول و حوش یک شخصیت یا یک سرگذشت؟ ـ داستان دختری که بخشی از سرگذشتش را در مکالمهاش با مادر درمییابیم، ...
گول عشق
ادی: دلت میخواد برم؟
می: نه.
ادی: خب پس چی میخوای؟
می: تو بو میدی.
ادی: معلومه.
می: تو بو میدی.
ادی: چند روزه یه ضرب پشت فرمونم.
می: انگشتات بو میدن.
ادی: بوی اسبه.
می: بوی یه پیشی ملوس.
ادی: بس کن می.
....
دست پنهان
بلو: گوش میکنی؟ کاکو مانگو رو رد کردیم؟ یا الان داریم ازش رد میشیم؟ گوش کن، اینجا رو بهش میگن آزوسا، نباس ردش کنی، منو کنار اون تپه بذار زمین، هی؟ زود باش دیگه، درستشم همینه، من که بهت کارد فرو نکردم، کسی هم کیفتو نزده، ها؟ باشه، پس بذار به زبون خوش پیاده شم، همینه، عاقله مرد، خوبه، اگه ...