مادر: وای همهشون مردن، نه؟ (به طرف آن میرود و از نزدیک براندازشان میکند) گمونم وقت نکردین آبشون بدین.
آستین: من بهشون میرسیدم تا اینکه لی اومد و
لی: آره من حسابی اوضاشو بهم ریختم، مامان اون تقصیر نداره.
مکث. مادر به گیاه خیره شده است.
۱۵ رمان
سام شپارد، نمایشنامهنویس، بازیگر و نویسنده آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به خانواده، مردانگی، خشونت، غرب آمریکا و فروپاشی نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
دکه بین راه
این مجموعه مختصر شامل شش نمایشنامه کوتاه است که در اصل و به طور عمده قالب داستانی معمول ندارند و فقط به مکالمه ساخته شدهاند. نویسنده، خارج از مکالمه هیچ توضیحی درباره شخصیتها نمیدهد. "آیا این همه داستانکهاییاند کمابیش حول و حوش یک شخصیت یا یک سرگذشت؟ ـ داستان دختری که بخشی از سرگذشتش را در مکالمهاش با مادر درمییابیم، ...
خدای دوزخ
شپارد خدای دوزخ را در واکنش به سیاستهای دست راستی دولت آمریکا پس از رویدادهای 11 سپتامبر 2001 نوشت و خودش آن را تو دهنیای بر فاشیسم حزب جمهوریخواه توصیف کرده است. نمایشنامه داستان فرانک و اما است که در ایالت ویسکانسین مزرعه دامپروری دارند و زندگی آرامی را میگذرانند، ولی با ورود یک مامور دولت که در تعقیب یکی ...
زبانها و 1 نمایشنامه دیگر
گوینده: او در وسط داستانی متولد شد که هیچ کاری با آن نداشت.
در وسط مردم.
در وسط مردم میماند.
همه جنگیدنهایش.
همه رنجیدنهایش.
همه امیدش.
با مردم هستند.
همه خوشیاش.
همه نفرتش.
همه تقلایش.
با مردم هستند.
صلیب سرخ
تجربههای کوتاه فرصتی کوتاهی است برای زمانه و جامعهای که در آن کوتاهترین فرصتها و حوصلهها از آن مطالعه است. هدف از انتشار تجربههای کوتاه آن است که نسل جوان ما، ضمن آشنایی با ادبیات نمایشی و داستانی جهان، انس بیشتری با کتاب و میل فزونتری به مطالعه پیدا کند...
آخرین روزهای هنری موس
شاید بهتره که اون مرده، چون حالا تو واقعا میتونی بعضی چیزها رو به اون بگی تو میتونی تمام اون چیزهایی رو که پیشترها نمیتونستی به اون بگی حالا بهاش بگی چون اون حالا مرده و تو تصور میکنی که زندهس و اون جز گوش دادن به تو هیچ کار دیگهیی نمیتونه بکنه.