نمایش‌نامه

مادر ایکاروس

(Icarus's mother)

نویسنده در این نمایش‌نامه، با وام‌گیری از نام اسطوره ایکاروس ـ موجودی که آن قدر به خورشید نزدیک شد تا بال‌های مومی‌اش ذوب گردید ـ سعی دارد ناتوانی بشر را در برقراری ارتباط با همنوع خود، به تصویر بکشد .ماجرای نمایش‌نامه در محوطه یک پارک عمومی روی می‌دهد که سه مرد و دو زن برای تماشای آتش‌بازی شبانه به آن جا رفته‌اند و وقت خود را به صحبت درباره پرواز یک جت بر فراز شهر می‌گذرانند .در لحظاتی که به شروع آتش‌بازی مانده است و در پی صحبت‌ها و رفتار شخصیت‌ها مخاطب تا حدودی متوجه جایگاه اجتماعی هر یک از آنها می‌شود .سرانجام با سقوط جتی که در آغاز بر فراز اشخاص در حرکت بود، نمایش‌نامه به پایان می‌رسد .

شهرام زرگر
نیلا
9789646900554
۱۳۸۱
۴۰ صفحه
۱۴۹۳ مشاهده
۰ نقل قول
سام شپارد
صفحه نویسنده سام شپارد
۱۵ رمان سام شپارد، نمایشنامه‌نویس، بازیگر و نویسنده آمریکایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به خانواده، مردانگی، خشونت، غرب آمریکا و فروپاشی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های سام شپارد
دل‌کنده
دل‌کنده راسکو: دم شما گرم! سلی: خودت گفتی یه وقتی عملی بودی. راسکو: یه کم دماغی زده بودم! هیچ‌وقت «در بندش» نبودم. کلمه عملی فقط یه اصطلاح بود، محض استعاره‌ش گفتم. سلی: چی چی؟ راسکو: استعاره! ...
کودک مدفون
کودک مدفون وینس: [به شلی] چرا این‌جوری می‌کنی؟ می‌خوای دستم بندازی؟ اینا خونواده منن! می‌فهمی؟ شلی: تو منو مسخره کردی، واسه همینم هس که من الان این‌جام، در صورتی که باید چن فرسخ دورتر از این‌جا باشم. من ترجیح می‌دم هر جای دیگه باشم، هر جا غیر از این‌جا، تویی که می‌خوای بمونی. بنابراین منم می‌مونم و هویجا رو خرد می‌کنم و می‌پزم ...
زبان‌ها و 1 نمایش‌نامه دیگر
زبان‌ها و 1 نمایش‌نامه دیگر گوینده: او در وسط داستانی متولد شد که هیچ کاری با آن نداشت. در وسط مردم. در وسط مردم می‌ماند. همه جنگیدن‌هایش. همه رنجیدن‌هایش. همه امیدش. با مردم هستند. همه خوشی‌اش. همه نفرتش. همه تقلایش. با مردم هستند.
گول عشق
گول عشق ادی: دلت می‌خواد برم؟ می: نه. ادی: خب پس چی می‌خوای؟ می: تو بو می‌دی. ادی: معلومه. می: تو بو می‌دی. ادی: چند روزه یه ضرب پشت فرمونم. می: انگشتات بو می‌دن. ادی: بوی اسبه. می: بوی یه پیشی ملوس. ادی: بس کن می. ....
کودک مدفون و غرب واقعی
کودک مدفون و غرب واقعی مادر: وای همه‌شون مردن، نه؟‌ (به طرف آن می‌رود و از نزدیک براندازشان می‌کند) گمونم وقت نکردین آبشون بدین. آستین: من بهشون می‌رسیدم تا اینکه لی اومد و لی: آره من حسابی اوضاشو بهم ریختم، مامان اون تقصیر نداره. مکث. مادر به گیاه خیره شده است.
مشاهده تمام رمان های سام شپارد
مجموعه‌ها