نمایش‌نامه

ترانه‌های قدیمی (دی وی دی) موسیقی نمایش

علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، حبیب رضایی، افشین هاشمی، اشکان خطیبی، علی سرابی، سحر دولتشاهی، بهاره مشیری، معصومه رحمانی. مشاور کارگردان: فردین خلعتبری. پیانیست: سامان احتشامی. خواننده: علی زندوکیلی. نویسنده و کارگردان: محمد رحمانیان. کارگردان تلویزیونی: سیف‌اله صمدیان. طراح جلد: روهینا (فرید حامدی)

2500110014495
۱۳۹۲
۱ صفحه
۲۶۳ مشاهده
۰ نقل قول
محمد رحمانیان
صفحه نویسنده محمد رحمانیان
۱۰ رمان محمد رحمانیان نمایشنامه‌نویس، کارگردان و نویسنده ایرانی است؛ چهره‌ای شناخته‌شده در تئاتر معاصر ایران. او در فضای نمایش ایران با متن‌هایی شناخته می‌شود که تاریخ، موسیقی، خاطره و زندگی اجتماعی را وارد صحنه می‌کنند. رحمانیان در نمایشنامه‌هایش به زبان و اجرا همزمان فکر می‌کند؛ جمله روی کاغذ می‌آید، اما برای صدا و بدن بازیگر هم ساخته می‌شود. آثار او اغلب با حافظه جمعی و چهره‌های فرهنگی گفت‌وگو دارند و از تاریخ به عنوان ماده زنده نمایش استفاده می‌کنند. در کار او، تئاتر فقط روایت ...
دیگر رمان‌های محمد رحمانیان
لباسی برای میهمانی نهر فیروزآباد
لباسی برای میهمانی نهر فیروزآباد سرباز با حیرت به گفت و گوی آن‌ دو خیره شده است. پرستار، شروع به خواندن می‌کند، با صدایی شکسته و تلخ، آوازی گیلکی را به زمزمه می‌خواند. سرباز کنار پنجره می‌رود. سیگاری از جیب بیرون می‌آورد و بر لب می‌گذارد و به محوطه پر درخت بیرون نگاه می‌کند.
نمایشی برای تو ساعت بمباران
نمایشی برای تو ساعت بمباران کارگردان: مگه نشنیدین؟ زیر اون نامه یه تهدید ظریفم بود ـ قطع برق، برای انجام پاره‌ای اصلاحات اساسی! اونا فکر همین یه خرده مقاومتم کرده‌ان ـ و الا کیه که ندونه قطع برق یه مانور کوچیکه برای آدمایی که فکر می‌کنن می‌تونن جلوی ابلاغ رسمی در بیان؟ بازیگر 8: اما یه نفر باید به این کار اعتراض کنه! نامه‌رسان: ما یه فیلم ...
ترانه‌های قدیمی
ترانه‌های قدیمی نمایی از برج میلاد. 2 مرد وارد می‌شوند. علی آقا روی ویلچر نشسته، پتوی سربازی روی پاهایش انداخته و کلاه بر سر دارد. کمانچه مرد دوم، مسیب، را در آغوش گرفته و با گردنی افراشته به روبرو می‌نگرد. مرد دوم، مسیب، نابیناست و راه را از طریق راهنمایی‌های علی آقا پیدا می‌کند... پشت سرشان، نمایی از برج میلاد.
پل
پل ... و حسین رمزی شد میان خدا و پارسیان بر جای مانده زان تمدن کهن که اینک به آیینی نو دل به حق سپرده بودند، حسین همان کشتی بود که در غرقاب‌ها و تندبادها چشم به نجات و دستکیری‌اش داشتند و همان چراغی بود که در کوره‌راههای شک و گمراهی، راهنما و راهگشای جویندگان می‌شد. چرا که خون خدا بود ...
مشاهده تمام رمان های محمد رحمانیان
مجموعه‌ها