نمایش‌نامه

اتوبوسی به نام هوس (نمایش‌نامه در 11 پرده)

(A streetcar named desire)

اتوبوسی به نام هوس مفهومی قوی و عمیق دارد. ماجرای داستان در نیواورلئان اتفاق می‌افتد. داستان مربوط به تصویر عقب‌افتاده‌ای از زیبایی زنی حساس در محیطی نامناسب است. بلانچ دوبوآ اکنون با رویاهایش، همراه با خاطرات تلخ یک عشق شکست‌خورده، مدتی است که اسیر چنگ شوهرخواهری دون‌صفت قرار گرفته است. آهنگ نمایش‌نامه به سوی آنچه ما فکر می‌کنیم، احساس می‌کنیم، و به سوی آن در حرکتیم پیش می‌رود. ویلیامز در این نمایش‌نامه تضادهای عقیدتی شخصیت‌های داستانش را که هر کدام نماینده گروه خود هستند به طور منحصر به فردی بیان کرده است.

مینو
9789649056388
۱۳۸۳
۱۶۰ صفحه
۳۶۰۴ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
تنسی ویلیامز
صفحه نویسنده تنسی ویلیامز
۲۸ رمان تنسی ویلیامز نمایشنامه‌نویس آمریکایی و از مهم‌ترین چهره‌های تئاتر قرن بیستم است. او در میسیسیپی به دنیا آمد و با نمایشنامه‌هایی شناخته شد که میل، شکنندگی و زخم‌های خانوادگی را روی صحنه آوردند. در آثار ویلیامز، خانه معمولاً جای امنی نیست؛ جایی است پر از خاطره، فشار، میل سرکوب‌شده و حرف‌هایی که نمی‌شود گفت. شخصیت‌هایش اغلب میان رؤیا و واقعیت گیر افتاده‌اند. «اتوبوسی به نام هوس» و «گربه روی شیروانی داغ» از معروف‌ترین آثار او هستند. این نمایشنامه‌ها با شخصیت‌هایی به‌یادماندنی، گفت‌وگوهای ...
دیگر رمان‌های تنسی ویلیامز
شب ایگوانا
شب ایگوانا کشیشی از کلیسایش برکنار شده و در دفتر جهانگردی کم‌ارزشی به عنوان مهماندار جهانگردان استخدام شده است. او در آخرین سفر، گروه تحت سرپرستی‌اش را به مهمان‌خانه‌ی محقری بر فراز جنگل باران در مکزیک می‌برد و در آن‌جا پس از درهم‌ریختگی عصبی، به باوری تازه از خدا و تصویری پرمهر از زندگی دست می‌یابد. "شب ایگوانا"، داستان تنهایی انسان و ...
ناگهان تابستان گذشته
ناگهان تابستان گذشته وقتی مادر و برادر جوان‌تر کاترین از باغ وارد می‌شوند، خواهر با خونسردی روی صندلی‌اش می نشیند. مادرش، خانم هالی، یک بانوی احمق جنوبی است که به توصیف بیشتری نیاز ندارد. برادرش، جرج، بسیار خوش‌قیافه است. زیباترین مرد خانواده، بلند قد و برازنده. با هم وارد می‌شوند.
هر 20 دقیقه
هر 20 دقیقه صحنه: گوشه یک آپارتمان باب روز شهری با رادیو، صندلی، مبل، و گنجه نوشیدنی‌ها با چراغ پایه‌دار. مرد و زنی تقریبا چهل ساله تازه از مهمانی آخر شب به خانه برگشته‌اند. مرد دارد نگاهی به روزنامه می‌اندازد و نوشیدنی ترکیبی‌اش را می‌نوشد. زن دارد سیگار می‌کشد. زن: می‌گن هر بیس دقیقه یکی تو امریکا خودشو می‌کشه. مرد: کی می‌گه؟ زن: ...
این قصیده درباره بلبل‌ها نیست
این قصیده درباره بلبل‌ها نیست
تابستان و دود
تابستان و دود هرگز مگو عشق مال توست عشق که هرگز نگفت می‌تواند باشد از آن باد آرامی که می‌گذرد در سکوت نادیدنی به عشقم گفتم، به عشقم گفتم تمام قلبم را به او گفتم. لرزان، سرد، در هراسی مخوف عشق من رخت بربست و رفت او پیش از من نرفته بود تا غریبه از کنارش بگذرد در سکوت و نادیدنی و به چنگش آورد با یک آه.
مشاهده تمام رمان های تنسی ویلیامز
مجموعه‌ها