بولگاکف در اقتباس نمایشی خود شخصیت پییر، ناتاشا، آندری و خانواده راستف، یعنی قهرمانهایی را که مستقیم با جنگ رابطه دارند، در مرکز اثر خود به حرکت در میآورد و روایتی خطی منطبق با روند تاریخی را در پیش میگیرد.
۲۲ رمان
میخاییل بولگاکف، نویسنده و نمایشنامهنویس روس است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته میشود که به طنز، سانسور، شیطان، ایمان و جامعه شوروی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد که ادبیات میتواند از دل تجربههای فردی، جهانهایی عمومی و ماندگار بسازد.
مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشتههایش معمولاً شخصیتها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آنها با گذشته، ترسها، امیدها و انتخابهایی روبهرو میشوند که داستان را پیش میبرند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او ...
سعادت (رویای مهندس رین در 4 پرده) نمایشنامه
رین: سویتوسلاو ولادیمیروویچ، بهنظرم حواسپرت شدید. تو سن شما باید نشست خونه و از نوهها مراقبت کرد، عوضش شما چه کار میکنید، تمام روز با دفتر حساب و کتابها آوارهی ساختمونید.
بونشا: من نوه ندارم، تازه اگر من این کار رو نکنم اوضاع خراب میشه، فاجعه میشه.
رین: اِه! دولت بههم میریزه؟
بونشا: بله بههم میریزه، اگه کسی شارژ ماهانش ...
مرشد و مارگریتا
ماجرای «مرشد و مارگریتا» دقیقا داستان زندگی خود نویسنده است. داستان به صلیب کشیدن مسیح در زمان پونس پیلات، فرمانروای رمی یهودا، آیینه تمامنمای دوران سیاه حکمرانی استالین و کشتارهای دسته جمعی مخالفان به ویژه هنرمندان، روشنفکران و دگراندیشان است. بولگاکف برای گریز از تیغ سانسور به این استعاره متوسل میشود. پای مسیح و پونس پیلات و کوردلان متعصب ...
تخممرغهای کشنده
پولایتس یکدفعه چند قدمی به عقب برگشت، رنگش مثل گچ سفید شده بود. شوکین در حالی که اسلحهاش را به دست گرفته بود، دهانش باز مانده و خشکش زده بود. سراسر گلخانه پر از جماعت زخمخوردهای از مارهای غولپیکر بود. کلافی از مارهای گرهخورده بر زمین گلخانه میخزیدند، فیسفیس میکردند، میپیچیدند و سرهایشان را به این طرف و آن طرف ...
دل سگ
پروفسور فیلیپ فلیپوویج سگی را پس از عمل جراحی به انسان تبدیل میکند و او با دل سگ به جان آدمیزاد میافتد و پروفسور از کردهاش پشیمان میشود و...