نمایش‌نامه

نفوس مرده (نمایش‌نامه‌ای در 4 پرده و 12 صحنه)

(Lesames mortes)

در نمایش‌نامه نفوس مرده که با الهام از کتابی به همین نام به قلم نیکلای گوگول نگاشته شده نیز از دنیای تصنعی و حماقت طبقه اشرافیت و آرمان‌شهر ترسیمی آنان سخن می‌گوید و با قلمی تند و گزنده جامعه آن زمان را زیر سوال می‌برد و جهانی را به تصویر می‌کشد که همچون اثر گوگول نشئت گرفته از تلخی‌های آن زمان و ناامیدی انسان کنونی در دنیای مدرن و دور از واقعیت‌ها است.

قطره
9786001194269
۱۳۹۲
۱۱۲ صفحه
۵۳۹ مشاهده
۰ نقل قول
میخاییل بولگاکف
صفحه نویسنده میخاییل بولگاکف
۲۲ رمان میخاییل بولگاکف، نویسنده و نمایشنامه‌نویس روس است و در میان خوانندگان با آثاری شناخته می‌شود که به طنز، سانسور، شیطان، ایمان و جامعه شوروی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد که ادبیات می‌تواند از دل تجربه‌های فردی، جهان‌هایی عمومی و ماندگار بسازد. مسیر نویسندگی او با توجه به جزئیات انسانی شکل گرفته است. در نوشته‌هایش معمولاً شخصیت‌ها فقط حامل ماجرا نیستند؛ آن‌ها با گذشته، ترس‌ها، امیدها و انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که داستان را پیش می‌برند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های میخاییل بولگاکف
ایوان واسیلویچ (کمدی در 3 پرده) نمایش‌نامه
ایوان واسیلویچ (کمدی در 3 پرده) نمایش‌نامه تیمافیف: هیس... ساکت باشید! فقط داد و هوار نکنید، خواهش می‌کنم! ما تو یک موقعیت خیلی بد و حتی افتضاح قرار گرفتیم. دارم دیوانه می‌شم ولی سعی می‌کنم خودم را کنترل کنم. ایوان: آخ، خیلی برام سخته! یک‌بار دیگه ازت می‌پرسم، تو شیطانی؟ تیمافیف: عالی‌جناب من که توی زیرشیروونی براتون توضیح دادم، من شیطان نیستم. ایوان: آی، دروغ نگو! به تزار ...
گارد سفید
گارد سفید برف ریزی شروع به باریدن کرد، سپس ناگهان به دانه‌های بزرگ برف تبدیل شد. باد به زوزه درآمد، توفان نیز بیداد کرد. چیزی نگذشت که فضای قیرگون در دریایی از برف فرو رفت. همه چیز ناپدید شد. سورچی فریاد زد: آه، ارباب، بیچاره شدیم: توفان شد.
جنگ و صلح (اقتباس نمایشی از رمان جنگ و صلح تالستوی) نمایش‌نامه
جنگ و صلح (اقتباس نمایشی از رمان جنگ و صلح تالستوی) نمایش‌نامه بولگاکف در اقتباس نمایشی خود شخصیت پی‌یر، ناتاشا، آندری و خانواده راستف،‌ یعنی قهرمان‌هایی را که مستقیم با جنگ رابطه دارند، در مرکز اثر خود به حرکت در می‌آورد و روایتی خطی منطبق با روند تاریخی را در پیش می‌گیرد.
مرشد و مارگریتا
مرشد و مارگریتا ماجرای «مرشد و مارگریتا» دقیقا داستان زندگی خود نویسنده است. داستان به صلیب کشیدن مسیح در زمان پونس پیلات، فرمانروای رمی یهودا، آیینه تمام‌نمای دوران سیاه حکمرانی استالین و کشتارهای دسته جمعی مخالفان به ویژه هنرمندان، روشنفکران و دگراندیشان است. بولگاکف برای گریز از تیغ سانسور به این استعاره متوسل می‌شود. پای مسیح و پونس پیلات و کوردلان متعصب ...
مشاهده تمام رمان های میخاییل بولگاکف
مجموعه‌ها