نمایش‌نامه

در انتظار گودو (سوگ‌خندنامه در 2 پرده) نمایش‌نامه

(En attendant godot)

نمایش‌نامه فلسفی «در انتظار گودو» روایت 2 ولگرد با نام «استراگون» و «ولادیمیر» است که در گوشه‌ای از بیابان در انتظار موجودی با نام «گودو» هستند. آنها هرگز گودو را ندیده‌اند و نمی‌دانند که چرا انتظار او را می‌کشند. آن‌چه انتظارش را می‌کشند برایشان مبهم است. یگانه چیزی که آنها را آنجا نگه داشته فقط این امر ساده و خام است که او وعده داده بیاید. پس از انتظار طولانی اربابی با برده‌اش را مشاهده می‌کنند. ارباب رفتار نفرت‌آمیزی با برده دارد. همان‌طور که استراگون مطیع ولادیمیر است، برده نیز ارباب را تحمل می‌کند. ساموئل بکت ـ نمایش‌نامه نویس فرانسوی ـ با نوشتن نمایش‌نامة حاضر، استثمار انسان به دست انسان را، چه در جوامع و چه بین دو فرد، نشان می‌دهد که اغلب یکی یوغ به گردن دیگری می‌اندازد بی آن که هیچ‌یک از این عمل، بهره‌ای ببرند. مقاله‌ای تحت عنوان «تاتر ابزورد» و سال‌شمار بکت بخش پایانی کتاب را تشکیل می‌دهد.

نگاه
9789643518295
۱۳۹۲
۱۵۲ صفحه
۲۰۶۸ مشاهده
۷ نقل قول
صفحه نویسنده ساموئل بکت
۳۹ رمان ساموئل بکت، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس ایرلندی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در دوبلین به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن به انگلیسی و فرانسوی و تجربه تئاتر مدرن شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ...
دیگر رمان‌های ساموئل بکت
متن‌هایی برای هیچ
متن‌هایی برای هیچ یا با هم قدم می‌زدیم، دست در دست، ساکت، غرق دنیاهای خود، دست در دست فراموش شده. این‌طور است که تا حالا دوام آورده‌ام. و امروز عصر هم انگار باز نتیجه می‌دهد، در آغوشم هستم، من خود را در آغوش گرفته‌ام، نه چندان با لطافت، اما وفادار، وفادار. حالا بخواب، گویی زیر آن چراغ قدیمی، به هم ریخته، خسته و ...
مرسیه و کامیه
مرسیه و کامیه سفر مرسیه و کامیه را اگر بخواهم می‌توانم تعریف کنم، چون تمام مدت با آنها بودم. سفری که بدون دریاها و بدون گذشت از مرزها، از میان مناطق کمتر ناهموار، هرچند در بعضی جاها بیابانی، اسباب و وسایلش به قدر کفایت ساده بود. آنها مرسیه و کامیه، در خانه‌شان ماندند و این شانس بسیار گرانبها را داشتند. از کم‌اقبالی یا خوش‌اقبالی، ...
هم‌چنان به هیچ‌وجه
هم‌چنان به هیچ‌وجه یک روشنایی ضعیف با صدا نمایان می‌شود. با آمدن صداها تاریکی کمتر شد و به محض قطع شدن آن، نور ضعیف و ضعیف‌تر شد. همه چیز به حالت اول بازگشت و شما در تاریکی پشت سرتان قرار گرفتید. چشم‌ها باز شدند و یک تغییر ایجاد کردند.
فیلم
فیلم این فیلم‌نامه تنها تلاش ساموئل بکت در عرصه‌ی رسانه سینماست. فیلم‌نامه در سال 1963 نگاشته و در تابستان 1964، با کارگردانی آلن‌ شنایدر و با نقش آفرینی باستر کیتون در شهر نیویورک به فیلم درآمد برای فیلم‌برداری این فیلم ساموئل بکت خود در جولای همان سال به آمریکا سفر کرد. این فیلم صامت است، تنها یک صدای ملایم " هیس" ...
مطرود و دو داستان دیگر
مطرود و دو داستان دیگر سرم را به سوی راه پله گرداندم و چشم چرخاندم. هیچ چیز، یعد دختر بچه ای ضاهر شد به همراه مردی که دستش را گرفته بود، هر دو چسبیده به دیوار. دختر را هل داد سمت راه پله، از پی دختر ناپدید شد برگشت و چهره ای نشانم داد که مرا پس راند.
مشاهده تمام رمان های ساموئل بکت
مجموعه‌ها