نمایش‌نامه

بودن یا نبودن، حرف در همین است. آیا بزرگواری آدمی بیش در آن است که زخم فلاخن و تیر بخت ستم‌پیشه را تاب آورد، یا آن که در برابر دریایی فتننه و آشوب سلاح برگیرد و با ایستادگی خویش بدان همه پایان دهد؟ مردن، خفتن، نه بیش، و پنداری که ما با خواب به درد‌های قلب و هزاران آسیب طبیعی که نصیب تن آدمی است پایان می‌دهیم، چنین فرجامی سخت خواستنی است.

به آذین
دات
9789649541907
۱۳۹۲
۱۵۶ صفحه
۱۳۶۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۶۴ رمان ویلیام شکسپیر نمایشنامه‌نویس، شاعر و بازیگر انگلیسی بود و معمولاً مهم‌ترین چهره ادبیات نمایشی انگلیسی دانسته می‌شود. او در استراتفورد-اپان-ایون زیست و بخش اصلی کار حرفه‌ای خود را در فضای تئاتر لندن گذراند. از زندگی شخصی او همه چیز روشن نیست، اما آثارش نشان می‌دهند با زبان، صحنه و روان انسان آشنایی کم‌نظیری داشته است. شکسپیر هم برای تماشاگر عام می‌نوشت و هم متن‌هایی می‌ساخت که قرن‌ها بعد هنوز خوانده و اجرا می‌شوند. نمایشنامه‌هایی مانند «هملت»، «مکبث»، «شاه لیر»، «اتللو»، «رومئو و ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
لیرشاه
لیرشاه لیرشاه، پیرمرد مغرور و کله‌شق تصمیم به تقسیم قلمرو سلطنت‌اش میان سه دختر خود می‌کند. او بزرگ‌ترین قسمت را به کسی که بیش از همه دوستش دارد، خواهد داد، اما نمی‌تواند تشخیص دهد چه کسی چاپلوس است و چه کسی واقعا او را دوست دارد. او کوچک‌ترین دخترش، کوردلیای صادق را تبعید می‌کند و قلمرویش را میان گونریل و ریگان ...
تلاش بیهوده عشق
تلاش بیهوده عشق «تربیت واقعی این نیست که انسان وارد دنیای فرهنگ رویایی شود، بلکه باید خود را تابع انضباط غم و شادی سازد.» شکسپیر در این نمایش‌نامه تلاش بیهوده بازیگران و تظاهر آنان را به مقاومت در برابر کشش عشق، و بالاخره شکست آن‌ها رادر مقابل این قدرت عظیم و تسلیم به مقتضای طبع و خوی بشری نشان می‌دهد. او در لفافه ...
شب دوازدهم
شب دوازدهم معصیت قتل، از عشقی که قرار است پنهان بماند، رسواتر نیست. شب عشق، روز است... ای سزاریو، سوگند به گل‌های سرخ بهاری، به عفت، به شرافت، به صداقت، به مواردی از این دست، که با همه غرورت، تو را آن چنان عاشقم که عقل و منطق را یارای کتمان شیدایی‌ام نیست. به زحمت دلیلی مجوی که چون تو را خواستگارم، ...
تراژدی کوریولانوس
تراژدی کوریولانوس بانوان، بر زمین بیفتید، مگر کوریولانوس را با زانوانمان شرمسار کنیم؛ لقبش بیشتر درخور نخوت و استیلاست تا رافت و مدارا. بیایید بر خاک بیفتیم که گفتنی‌ها همه گفته شد.
رویا در شب نیمه تابستان
رویا در شب نیمه تابستان مطلب مرکزی این نمایش‌نامه این است که عشق را با عقل کاری نیست،‌ بلکه مانند شاعری و دیوانگی تابع خیال است. همراه خیال به وجود می‌آید، شدت یا ضعف پیدا می‌کند، و همچنین از میان می‌رود. «دکتر جرج براندس دانمارکی» در ضمن انتقاد این درام در تایید همین گوشه مطلب را می نویسد: «بشر دست‌خوش غرایز و رویاهای خویش است ...
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها