نمایش‌نامه

با من مثل باران حرف بزن و بگذار بشنوم

(Talk to me like the rain and let me listen)

کتاب‌های قطور و نوشته‌های نویسندگان مرده را خواهم خواند و با آنها احساس نزدیکی خواهم کرد، حتی بیشتر از آدم‌هایی که قبل از کناره گرفتن از دنیا، می‌شناختم‌شان.

مینو
9789647487238
۱۳۹۲
۱۶ صفحه
۱۹۵۱ مشاهده
۰ نقل قول
تنسی ویلیامز
صفحه نویسنده تنسی ویلیامز
۲۸ رمان تنسی ویلیامز نمایشنامه‌نویس آمریکایی و از مهم‌ترین چهره‌های تئاتر قرن بیستم است. او در میسیسیپی به دنیا آمد و با نمایشنامه‌هایی شناخته شد که میل، شکنندگی و زخم‌های خانوادگی را روی صحنه آوردند. در آثار ویلیامز، خانه معمولاً جای امنی نیست؛ جایی است پر از خاطره، فشار، میل سرکوب‌شده و حرف‌هایی که نمی‌شود گفت. شخصیت‌هایش اغلب میان رؤیا و واقعیت گیر افتاده‌اند. «اتوبوسی به نام هوس» و «گربه روی شیروانی داغ» از معروف‌ترین آثار او هستند. این نمایشنامه‌ها با شخصیت‌هایی به‌یادماندنی، گفت‌وگوهای ...
دیگر رمان‌های تنسی ویلیامز
تراموایی به نام هوس
تراموایی به نام هوس اتوبوسی به نام هوس مفهومی قوی و عمیق دارد. ماجرای داستان در نیواورلئان اتفاق می‌افتد. داستان مربوط به تصویر عقب‌افتاده‌ای از زیبایی زنی حساس در محیطی نامناسب است. بلانچ دوبوآ اکنون با رویاهایش، همراه با خاطرات تلخ یک عشق شکست‌خورده، مدتی است که اسیر چنگ شوهرخواهری دون‌صفت قرار گرفته است. آهنگ نمایش‌نامه به سوی آنچه ما فکر می‌کنیم، احساس می‌کنیم، ...
خال گل سرخ
خال گل سرخ وقتی یکی از دوستان دخترم رقص یادم می‌داد، ازش پرسیدم: چطور می‌فهمی پسرها از کدام طرف می‌روند؟ او گفت: با بدنت احساس می‌کنی! گفتم: چطور با بدن می‌توان احساس کرد؟ گفت: با چسباندن به او! به همین علت به تو می‌چسبیدم! متوجه نبودم که...
27 واگن پر از پنبه
27 واگن پر از پنبه اوایل عصر است و غروب در آسمان به رنگ صورتی است. مدت کوتاهی پس از بالا رفتن پرده، جیک میگان که مردی چاق و شصت ساله است از کلبه خارج شده به سرعت به گوشه خانه رفته، یک بشکه پر از نفت برمی‌دارد و خارج می‌شود. سگ سیاهی او را دنبال می‌‌کند. صدای روشن شدن یک اتومبیل و دور شدنش ...
شام نامطبوع اطلسی‌های لگدمال شده پسر مونی گریه نمی‌کند اتاق تاریک (4 نمایش‌نامه)
شام نامطبوع اطلسی‌های لگدمال شده پسر مونی گریه نمی‌کند اتاق تاریک (4 نمایش‌نامه) دوروتی: به نظر خیلی دوره. مسکونی نیست. مرد جوان: مسکونی نیست ولی دور هم نیست. دوروتی: با چی می‌تونم بیام؟ منظورم وسیله نقلیه‌س؟ مرد جوان: دوچرخه برادرزاده‌تون رو قرض بگیرید. دوروتی: امشب جلسه پیشاهنگیه. دوچرخه‌ش رو لازم داره. مرد جوان: پس پیاده بیاید. نمی‌میرید که! دوروتی: از کجا می‌دونی؟ شاید بمیرم. من اهل بوستونم. مرد جوان: خانم عزیز، بوستون 1 ...
مشاهده تمام رمان های تنسی ویلیامز
مجموعه‌ها