نمایش‌نامه

پرسش

(The query)

نوشته حاضر نمایش‌نامه‌ای تک‌پرده‌ای بر اساس یکی از رویدادهای زندگی آبراهام لینکلن. رویداد مورد نظر ممکن است واقعیت داشته یا نداشته باشد. مهم این است که وقتی که نوشتمش خسته شدم.

شهرام زرگر
نیلا
9786001220555
۱۳۹۱
۱۶ صفحه
۱۵۰۶ مشاهده
۰ نقل قول
وودی آلن ۲۳ رمان وودی آلن نویسنده، فیلم‌ساز، بازیگر و طنزپرداز آمریکایی است. او در نیویورک به دنیا آمد و بخش بزرگی از جهان هنری‌اش نیز با همین شهر، گفت‌وگوهای عصبی و طنز روشنفکرانه پیوند خورده است. آلن از استندآپ کمدی و نوشتن متن‌های طنز آغاز کرد و سپس به سینما رفت. در آثارش معمولاً عشق، اضطراب، شکست، روان‌کاوی، مرگ و زندگی شهری با طنزی خشک و خودآگاه ترکیب می‌شوند. فیلم‌ها و نوشته‌های او اغلب پر از شخصیت‌هایی‌اند که زیاد حرف می‌زنند، زیاد فکر می‌کنند و ...
دیگر رمان‌های وودی آلن
حالا بی‌حساب شدیم (مجموعه طنزهای وودی آلن)
حالا بی‌حساب شدیم (مجموعه طنزهای وودی آلن) خندیدن به... خندیدن از یک بازی شروع می‌شود. اختلالی کوتاه در نظم نمادین یا یک جابه‌جایی بازیگوشانه در نظم جدی، خشک و مکرر زندگی. به این معنا اگر خندیدن به... را از معنای غیر اخلاقی آن تهیه کنیم، باید بگوییم که خندیدن همیشه به دستمایه‌ای هر چند ناچیز نیاز دارد. به هر حال باید به چیزی خندید و بهترین دستمایه‌ها برای خندیدن همیشه ...
آشر باوم چه مرگشه؟
آشر باوم چه مرگشه؟ کتاب «آشر باوم چه مرگشه؟» نوشته‌ی وودی آلن نخستین رمان بلند این نویسنده و فیلم‌ساز شناخته‌شده آمریکایی است که در قالب داستانی طنزآلود و تامل‌برانگیز، بحران‌های درونی یک نویسنده میانسال را به تصویر می‌کشد. آلن در این اثر از همان لحن آشنای آثار سینمایی خود بهره می‌گیرد و با ترکیب شوخ‌طبعی عصبی، دغدغه‌های فلسفی و تصویر زندگی شهری، روایتی درباره ...
مرگ در می‌زند (مجموعه‌های طنز وودی آلن) نمایش‌نامه
مرگ در می‌زند (مجموعه‌های طنز وودی آلن) نمایش‌نامه مرگ: (زیرا او چیزی نیست جز مرگ) یا عیسی مسیح. نزدیک بود گردنم بشکنه. نات: (با حیرت به او نگاه می‌کند) تو کی هستی؟ مرگ: مرگ. نات: مرگ. گوش کن. می‌تونم بشینم؟ نزدیک بود گردنم بشکنه. دارم مثل بید می‌لرزم. نات: گفتم تو کی هستی؟ مرگ: مرگ. یه لیوان آب می‌آری؟ نات: مرگ؟ یعنی چی؟ مرگ: چت شده؟ این لباس ...
هرج و مرج محض
هرج و مرج محض سیمینوف گفت: «نمی‌خوام اسم ببرم، اما سال‌ها قبل یه سرمایه‌گذار بانکی بود که نتونست بچه‌اش را بفرسته یه مهدکودک درست و حسابی. می‌گن بچه‌اش رسوایی به بار آورده و نتونسته نقاشی انگشتی بکشه. بگذریم، پسره که مدرسه مورد نظر پدر و مادرش راهش ندادن، مجبور می‌شه... نمی‌دونم چه جوری بگم...» «مجبور می‌شه که چی؟ بگو! من طاقتش رو دارم!» «بزار این جوری برات ...
مرگ در می‌زند
مرگ در می‌زند مرگ یه تصویر نمادین از نبودنه و همون‌طور که خودتون می‌دونین چیزی که نباشه نمی‌تونه وجود داشته باشه...بنابراین این مرگ وجود نداره و فقط یه توهمه”
مشاهده تمام رمان های وودی آلن
مجموعه‌ها