نمایش‌نامه

ژاک یا تسلیم آینده در تخم‌مرغ‌هاست مستاجر جدید

سحر داوری
تجربه
9789646481138
۱۳۸۰
۱۲۰ صفحه
۴۴۲ مشاهده
۰ نقل قول
اوژن یونسکو
صفحه نویسنده اوژن یونسکو
۲۴ رمان اوژن یونسکو نمایشنامه‌نویس رومانیایی-فرانسوی و از چهره‌های اصلی تئاتر ابزورد است. او در رومانی به دنیا آمد و بخش مهمی از زندگی و کار ادبی‌اش در فرانسه گذشت. یونسکو با زبان روزمره کاری عجیب می‌کند: گفت‌وگوها در آثارش ظاهراً عادی شروع می‌شوند، اما کم‌کم معنا از هم می‌پاشد. شخصیت‌ها حرف می‌زنند، اما ارتباط واقعی کمتر و کمتر می‌شود. نمایشنامه‌هایی مانند «کرگدن»، «آوازه‌خوان طاس» و «درس» نمونه‌هایی از جهان او هستند. در این آثار، پوچی فقط یک مفهوم فلسفی نیست؛ روی صحنه، در ...
دیگر رمان‌های اوژن یونسکو
کرگدن
کرگدن برانژه: (به ژان) زندگی‌کردن امری غیرعادی‌ست. ژان: برعکس، هیچی طبیعی‌تر از این نیست. دلیلش هم اینکه همه‌ی مردم زندگی می‌کنند. برانژه: تعداد مُرده‌ها بیشتر از زنده‌هاست. تعداد اونها روزبه‌روز بیشتر می‌شه، زنده‌ها کمیابن. ژان: مُرده‌ها، باید گفت چنین چیزی وجود نداره! هاه! هاه!... (خنده‌ی بلند) اونها هم به شما فشار می‌آرند؟ چیزی که نیست، چطوری می‌تونه فشار بیاره؟ برانژه: من خودم از خودم می‌پرسم ...
کرگدن
کرگدن مشکل می‌توان اوژن یونسکو را، بهتر از اوژن یونسکو تفسیر کرد. اوژن یونسکو، زاییده‌ دنیای رهایی و تخیل خویشتن است که بی‌پیچ قید و بندی، با نگاهی گزنده و مضحک دنیا را به تصویر می‌کشاند. با نقب به خود و به من و به تو و دیگری، دنیا را می‌گوید و درباره‌ نوشته‌هایش می‌گوید: وسوسه‌های متناقض یا مکمل مرا به نوشتن ...
صندلی‌ها
صندلی‌ها نمایش از یک سو بی‌معنایی و بی‌محتوایی واقعیت و اندیشه انسانی را بیان و از دیگر سوی صحنه را با «صندلی‌ها» و حرکات پی‌درپی می‌کند. موضوع «صندلی‌ها» پیام شکست‌های زندگی و ناکامی‌های اخلاقی نیست بلکه خود «صندلی‌ها»ست، یعنی {وجود شی،} و نبود انسان، امپراتور و خدا. موضوع جهان غیر واقعی و فراطبیعی خالیست. موضوع هیچ است.
هذیان 2 نفره تا هر جایی که دوست داشته باشیم و دختر دم بخت
هذیان 2 نفره تا هر جایی که دوست داشته باشیم و دختر دم بخت مرد: حتی اگه ندونن این جنگ برای چی شروع شده باز هم یه دلیلی براش پیدا می‌کنن. اون‌ها به ورای دلایل خودشون نمی‌رن. زن: هیچ‌وقت اون‌جوری که باید قطع نمی‌شه، چه فایده‌ای داره؟ مرد: به درد گذرون زندگی‌ ‌می‌خوره. زن: زندگی ما هم می‌گذره. نتیجه دلسردی از تاریخ. و همین تاریخ خود را با سر و صدای زیاد به ما ...
مکبت بداهه‌گویی آلما
مکبت بداهه‌گویی آلما دکور: یک دشت. گلامیس و کاندور. گلامیس از سمت چپ وارد می‌شود،کاندور از سمت راست. آن‌ها بی آنکه به هم سلام کنند، رو به تماشاگران، وسط صحنه می‌ایستند. مدتی در همین حالت می‌مانند.
مشاهده تمام رمان های اوژن یونسکو
مجموعه‌ها