"درس" تقابل شخصیتهای پررنگ، یک ترکیب تصویری زنده، مکالمهای که محور و سامانه درونی است، همراه با دگرگونیهای جذاب، به اوج میرسد و طول نمایشنامه با خود درس یکسان است. آیا میتوان سنت را با نوآوری آشتی داد؟
۲۴ رمان
اوژن یونسکو نمایشنامهنویس رومانیایی-فرانسوی و از چهرههای اصلی تئاتر ابزورد است. او در رومانی به دنیا آمد و بخش مهمی از زندگی و کار ادبیاش در فرانسه گذشت.
یونسکو با زبان روزمره کاری عجیب میکند: گفتوگوها در آثارش ظاهراً عادی شروع میشوند، اما کمکم معنا از هم میپاشد. شخصیتها حرف میزنند، اما ارتباط واقعی کمتر و کمتر میشود.
نمایشنامههایی مانند «کرگدن»، «آوازهخوان طاس» و «درس» نمونههایی از جهان او هستند. در این آثار، پوچی فقط یک مفهوم فلسفی نیست؛ روی صحنه، در ...
گوشهنشین
سی و پنج سالگی وقت کنار کشیدن از زندگی است.
حداقل این نظر شخصیت اول تنها رمانی است که اوژن یونسکو نوشته. ارثیه ناگهانی این امکان را به قهرمان رمان میدهد که شغل بیاهمیت و کسلکنندهاش در ادارهای گمنام را ول کند.
او دیگر کاری ندارد جز این که سعی کند از زندگی لذت ببرد...
آنچه ما در زبان ساده و شیءگرای ...
صندلیها
نمایش از یک سو بیمعنایی و بیمحتوایی واقعیت و اندیشه انسانی را بیان و از دیگر سوی صحنه را با «صندلیها» و حرکات پیدرپی میکند. موضوع «صندلیها» پیام شکستهای زندگی و ناکامیهای اخلاقی نیست بلکه خود «صندلیها»ست، یعنی {وجود شی،} و نبود انسان، امپراتور و خدا. موضوع جهان غیر واقعی و فراطبیعی خالیست. موضوع هیچ است.
آینده در تخم مرغ هاست
نمایشنامههای اوژن یونسکو "آینده در تخم مرغ هاست" (1958)، "ژاک یا اطاعت" (1954) و "مستأجر جدید" (1957) ادامهدهنده کاوشهای او در موضوعات ابزورد، بحران وجودی و محدودیتهای ارتباط انسانی هستند. هر یک از این نمایشنامهها، اگرچه در فرضیههای خود منحصر به فرد هستند، اما همچنان در شوخطبعی و سوررئالیسم مشخصه یونسکو مشترکاند. این آثار فضاهایی را میسازند که در آن ...
قاتل بدون مواجب
این داستان با ترسیمی رمزگونه، ما را در جهانی بیگانه، شبیه جهان کافکا، غوطهور میسازد. یک تجربه، یعنی هجوم خیال در زندگی روزمره، فاقد هرگونه توضیح روانشناختی، توطئه پلیس و در واپسین تحلیل، پیروزی شقاوت بدون منطق.
تشنگی و گشنگی
بی آنکه اینقدر دو رویم یونسکو این نمایشنامه را با رنجهای روحی و ناخشنودی وجودی محسوس انباشته است. به روشنی اینجا جهنم یعنی من، تو و دیگران، دانستن و ندانستن، هستی و نیستی. آیا این همه برای یک انسان زیاد نیست؟