۱۸ رمان
محمد چرمشیر، نمایشنامهنویس ایرانی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به زبان، اجرا، اقتباس، جامعه و تجربههای فرمی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد ادبیات چطور میتواند از تجربهای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد.
مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیتها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آنها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخابهایی روبهرو میشوند که به متن عمق میدهد.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او ...
تیستو (2 نمایشنامه)
خاک: این پسره دیگه کیه؟
گلدان اول: پسر صاحاب باغه انگاری.
خاک: پس اومده اینجا چیکار؟
گلدان دوم: حتما اومده گلها رو تماشا کنه.
خاک: بهش نمیآد این کاره باشه. بیشتر بهش میآد اومده باشه یه بلایی سر گلها بیاره.
گلدان دوم: به قیافهش نمیآد بدجنس باشه.
گلدان سوم: مگه به قیافهست؟
گلدان اول: این حرفها نیست، فرستادهنش اینجا درس ...
دیوبندان و 2 نمایشنامه دیگر
پدر: نگریستم. اسبی در آتش میسوخت. ترسیدم. روی به سوی دیگر کردم. باز اسبی دیدم که در آتش میسوخت. هولزده روی به سوی دیگر کردم. باز آن اسب دیدم که در آتش میسوخت. دلم از آنچه بود به درد آمد. چشم بر هم نهادم. به سمرقند بودم. به باغ سلطان سمرقند. من در آتشی فرو بودم که اسب در آن ...
بازگشت پسر نافرمان (سیدی)
.
سرگذشت عجیب خانم دبیری
زن آقای عامری هم به زن آقای گلکار گفت که عمه جان جهان خیلی حرف میزنه، زن آقای گلکار هم به من گفت که زن آقای عامری خیلی حرف میزنه. این وسط آقای مهندس فرزام که برای کمک به آقای عامری رفته بود سراغ باربیکیو، گفت: همه زنها خیلی حرف میزنن.
شبی در طهران
سال هزار و سیصد و بیست. گردهمایی سران پیروز در جنگ جهانی دوم، روزولت، چرچیل و استالین در تهران. تصمیمگیری بزرگ دربارهی آیندهی سیاسی ایران. همه چیز در پشت درهای بسته در حال انجام است، اما این همهی داستان نیست. در ساختمان کوچک یکی از شعبات ادارهی شهربانی، اتفاقات دیگری در حال وقوع است.