نمایش‌نامه

تراژدی پدر

(Fadreh)

کاپیتان: (بلند می‌شود) لورا، نجاتم بده، این کله من دارد سوت می‌کشد. مثل اینکه نمی‌فهمی چه می‌گویم. اگر بچه مال من نیست، هیچ اختیاری نسبت به او ندارم. نمی‌خواهم هم داشته باشم و این دقیقا همان چیزی است که تو می‌خواهی، مگر نه؟ قدرت دست تو می‌افتد و من تنها می‌مانم تا شما دو نفر با هم بمانید. لورا: قدرت بله. تمام مبارزه مرگ و زندگی مگر فقط و فقط بر سر همین قدرت نیست؟ کاپیتان: خودت می‌دانی که من به زندگی آینده معتقد نیستم. برای من، زندگی آینده، همین بچه بود. او برایم سمبل جاودانگی بود و شاید تنها کسی که به من شباهت دارد. اگر مرا از این محروم کنی، رشته حیاتم را بریده‌ای...

منصور مدنی
9789643586843
۱۳۸۸
۸۰ صفحه
۴۹۶ مشاهده
۰ نقل قول
یوهان آگوست استریندبرگ
صفحه نویسنده یوهان آگوست استریندبرگ
۷ رمان یوهان آگوست استریندبرگ نمایشنامه‌نویس و نویسنده سوئدی است؛ از چهره‌های بزرگ تئاتر مدرن اروپا و نویسنده‌ای ناآرام و اثرگذار است. زندگی و خاستگاه او با استکهلم، سوئد پیوند دارد و همین زمینه در شکل‌گیری نگاه و جهان آثارش بی‌اثر نیست. نمایشنامه‌های او خانواده، جنسیت، قدرت، ایمان و بحران روانی را به میدان جدل می‌کشانند. استریندبرگ با دیالوگ‌های پرتنش و فضایی فشرده، رابطه انسانی را تا نقطه شکست دنبال می‌کند. او مسیر نمایش واقع‌گرا و اکسپرسیونیستی را دگرگون کرد و بر تئاتر قرن بیستم اثر ...
دیگر رمان‌های یوهان آگوست استریندبرگ
رقص مرگ
رقص مرگ رقص مرگ در میان آثار نمایشی آگوست استریندبرگ از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است. دغدغه‌های ذهنی و برداشت نویسنده از مسائل اساسی زندگی هم‌چون مرگ، جهان پس از آن و عشق و نفرت، با بیان شیوا و طنزگونه، کوبنده و تا اندازه‌ای هولناک او به شکل زیبایی در این اثر به نمایش گذاشته می‌شود. استفاده استریندبرگ از نمادهایی هم‌چون آشامیدن ...
عشق مادری
عشق مادری مادر: هلن، بیا این‌جا! تا نفر سوم بازی باشی. هلن: مجبورم روز به این قشنگی رو به ورق‌بازی بگذرونم؟ خاله آگوستا: [به طعنه] چقدر به فکر مادرشه! مادر: توی بالکن ننشین! زیر آفتاب می‌سوزی! هلن: نمی‌سوزم...
خانه عروسک و داستان‌های دیگر
خانه عروسک و داستان‌های دیگر آن‌ها شش سال بود که ازدواج کرده بودند، ولی بیش‌تر شبیه عاشق و معشوق بودند تا زن و شوهر. مرد در نیروی دریایی، ناخدا بود و هر تابستان مجبور می‌شد که زن را به مدت چند ماه ترک کند، او دو بار به سفرهای طولانی رفته بود. ولی غیبت‌های کوتاه او موهبتی بود که تغییر شکل داده، برای این که ...
پدر (تراژدی در 3 پرده) نمایش‌نامه
پدر (تراژدی در 3 پرده) نمایش‌نامه پدر نمایش‌نامه‌ای درباره یک کاپیتان ارتش و همسرش لورا است. آن‌ها بر سر تربیت دخترشان برتا، به شدت با هم اختلاف دارند. لورا برای به کرسی نشاندن برتری خود، تلاش می‌کند تا با حرف‌هایی شک‌برانگیز شوهرش را به جنون بکشاند.
مشاهده تمام رمان های یوهان آگوست استریندبرگ
مجموعه‌ها