مادر: هلن، بیا اینجا! تا نفر سوم بازی باشی.
هلن: مجبورم روز به این قشنگی رو به ورقبازی بگذرونم؟
خاله آگوستا: [به طعنه] چقدر به فکر مادرشه!
مادر: توی بالکن ننشین! زیر آفتاب میسوزی!
هلن: نمیسوزم...
۷ رمان
یوهان آگوست استریندبرگ نمایشنامهنویس و نویسنده سوئدی است؛ از چهرههای بزرگ تئاتر مدرن اروپا و نویسندهای ناآرام و اثرگذار است.
زندگی و خاستگاه او با استکهلم، سوئد پیوند دارد و همین زمینه در شکلگیری نگاه و جهان آثارش بیاثر نیست.
نمایشنامههای او خانواده، جنسیت، قدرت، ایمان و بحران روانی را به میدان جدل میکشانند.
استریندبرگ با دیالوگهای پرتنش و فضایی فشرده، رابطه انسانی را تا نقطه شکست دنبال میکند.
او مسیر نمایش واقعگرا و اکسپرسیونیستی را دگرگون کرد و بر تئاتر قرن بیستم اثر ...
خانه عروسک و داستانهای دیگر
آنها شش سال بود که ازدواج کرده بودند، ولی بیشتر شبیه عاشق و معشوق بودند تا زن و شوهر. مرد در نیروی دریایی، ناخدا بود و هر تابستان مجبور میشد که زن را به مدت چند ماه ترک کند، او دو بار به سفرهای طولانی رفته بود. ولی غیبتهای کوتاه او موهبتی بود که تغییر شکل داده، برای این که ...
تراژدی پدر
کاپیتان: (بلند میشود) لورا، نجاتم بده، این کله من دارد سوت میکشد. مثل اینکه نمیفهمی چه میگویم. اگر بچه مال من نیست، هیچ اختیاری نسبت به او ندارم. نمیخواهم هم داشته باشم و این دقیقا همان چیزی است که تو میخواهی، مگر نه؟ قدرت دست تو میافتد و من تنها میمانم تا شما دو نفر با هم بمانید.
لورا: قدرت بله. ...
پاریا و قویتر
فکر نمیکنی که هر یک از ما 1 حس فروخوری گناه در درون خود پنهان داریم؟ بله این 1 واقعیت انکار ناپذیر است. آیا تابحال مثل بچهها دزدی نکردهایم؟ دروغ نگفتهایم؟ چرا قطعا این کار را کردهایم. آدمهایی هستند که در تمام عمرشان این خصوصیت کودکانه را حفظ میکنند طوری که ارادهی کنترل خود را ندارند فقط کافی است 1 ...
رقص مرگ
رقص مرگ در میان آثار نمایشی آگوست استریندبرگ از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است. دغدغههای ذهنی و برداشت نویسنده از مسائل اساسی زندگی همچون مرگ، جهان پس از آن و عشق و نفرت، با بیان شیوا و طنزگونه، کوبنده و تا اندازهای هولناک او به شکل زیبایی در این اثر به نمایش گذاشته میشود. استفاده استریندبرگ از نمادهایی همچون آشامیدن ...