رمان خارجی

ماه عسل

(Voyage de noces)

چشمم به تکه روزنامه‌ کهنه‌ای افتاد. تاریخش به زمستانی بر می‌گشت که اینگرید با ریگو آشنا شده بود. آن را اینگرید به من داده بود، آخرین باری که دیدمش. موقع خوردن شام شروع کرد به حرف زدن درباره‌ آن روزها. از ساکش یک کیف پول پوست تمساح درآورد و از داخل کیف پول، تکه روزنامه را که با دقت تا خورده و تمام این سال‌ها پیش خودش نگه داشته بود. یادم می‌آید آن لحظه سکوت کرد. نگاهش حالت عجیبی داشت. انگار می‌خواست باری را که از مدت‌ها پیش روی دوش‌اش سنگینی می‌کرد، بردارد و بسپارد به من. یا شاید حدس می‌زد که من هم بعدها راه می‌افتم و دنبالش می‌گردم. آگهی کوچکی بود بین تبلیغ‌ها، درخواست‌ها و پیشنهادهای کار، توی صفحه‌ی معامله‌های ملکی و تجاری: دنبال دختر جوانی می‌گردیم به نام اینگرید تیرسن، شانزده ساله، 1/60 قد، صورت بیضی شکل، چشم‌های خاکستری، مانتو ورزشی قهوه‌ای، ژاکت آبی روشن، دامن و کلاه بژ، کفش‌های ورزشی مشکی، لطفا هر خبری از او را دارید به آدرس پاریس، بلوار اورنانو، شماره‌ 39 دوم، آقای تیرسن ارسال کنید.

چشمه
9789643627973
۱۳۹۴
۱۲۸ صفحه
۷۰۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
پاتریک مدیانو
صفحه نویسنده پاتریک مدیانو
۲۴ رمان پاتریک مدیانو نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبیات است. او در بولونی-بیانکور، نزدیک پاریس، به دنیا آمد و بخش مهمی از آثارش به حافظه، اشغال فرانسه و سایه‌های مبهم گذشته می‌پردازد. مدیانو نویسنده فراموشی‌ها و ردهای کم‌رنگ است. شخصیت‌های او اغلب دنبال نامی گمشده، نشانی قدیمی، هویتی نامطمئن یا گذشته‌ای نیمه‌پاک‌شده می‌گردند. رمان‌هایی مانند «خیابان بوتیک‌های خاموش» و «دورا برودر» نمونه‌هایی از جهان او هستند؛ جهانی که در آن پاریس فقط شهر نیست، دفترچه‌ای پر از آدرس، سکوت و رازهای تاریخی ...
دیگر رمان‌های پاتریک مدیانو
افق
افق در دیفن باکستراسه جلو می‌رفت. رگبار شروع شد، رگباری تابستانی که با راه رفتن او و پناه گرفتنش زیر درخت‌ها، کم و کمتر می‌شد. مدت‌ها فکر کرده بود مارگارت مرده است. دلیلی وجود ندارد، نه، دلیلی وجود ندارد. حتا در سال تولد هر دو ماه، وقتی این شهر از بالا شبیه تل آوار بود، یاس‌ها ته باغ‌ها و بین ویرانه‌ها ...
کمد دوران کودکی
کمد دوران کودکی ... احساسی وجودم را فرا می‌گیرد. همان احساسی که وقتی بچه بودم داشتم. همان احساس اولین روز تعطیلات وقتی پس از رد کردن دیوار سفید کازینو و موانع سفید داشتم. احساسی گذرا و فرار مثل انعکاس نور خورشید در شیشه که فقط لحظه‌ای کوتاه نگاه شما را خیره می‌کند...
بی‌راه
بی‌راه راوی داستان مرد جوانی است که تصمیم می‌گیرد پس از سال‌ها به جستجوی پدر خود بپردازد. این جستجو او را به سال‌های بسیار دور و گذشته می‌برد که مقارت با دوران جنگ جهانی دوم و سال‌های پس از آن است. سال‌هایی که جوان جستجوگر داستان بیراه در فضایی وهم آلود، گذشته و آینده را در هم می‌آمیزد. جستجوی پدر، راوی ...
ناشناخته‌ماندگان
ناشناخته‌ماندگان مدیانو با شرح داستان از زبان اول شخص در روح 3 دختر جوان نفوذ کرده و ما را با ترس‌ها، دردها و آرزوهای آن‌ها آشنا کرده است. همان ترس‌ها و دردها و آرزوهایی که برای کسانی که بر سر راه این دختران قرار می گیرند، ناشناخته است و همین ناشناخته ماندن است که ممکن است نطفه‌ی فاجعه را در خود ...
تا در محله گم نشوی
تا در محله گم نشوی در شهر بزرگ می‌توانید گم بشوید، می‌توانید غیب شوید، حتی می‌توانید هویت خود را تغییر بدهید و زندگی تازه‌ای را شروع کنید. می‌توانید به سراغ یکی از دفترهای قدیمی راهنمای تلفن شهر بروید و تصادفا زیر یک اسم و آدرس و شماره تلفن خط بکشید و بعد تخیل کنید که زندگی این ناشناس چگونه بوده است. یکی از دو نشانی ...
مشاهده تمام رمان های پاتریک مدیانو
مجموعه‌ها