رمان ایرانی

دختری از جنس طلا

طلا دختری است به راستی ار جنس طلا. او زندگی را می‌شناسد، به صداقت زندگی باور دارد، اما سرنوشت که سراسر حادثه و اتفاق است، با او چه‌ها نمی‌کند. دل نازک او، در ره‌گذر توفان‌های سرنوشت، بارها می‌شکند و فرو می‌‌ریزد، ولی او برده و اسیر سرنوشت است و از کوله بار زندگی، تنها همین گوهر یک‌دانه را برداشته و به او دل بسته است! زندگی «طلا» یک شعر است. 1 غزل دل‌فریب که با داستانی شیرین، بادل‌های بی‌تاب و بی‌قرار بازی‌ها دارد.

9789648912166
۱۳۹۴
۲۵۶ صفحه
۸۷۰ مشاهده
۰ نقل قول
اعتمادی ۱۳ رمان اعتمادی، روزنامه‌نگار و رمان‌نویس ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به عشق، جوانی، روزنامه‌نگاری، جامعه و رمان پرخواننده نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های اعتمادی
رنگ سرخ عشق
رنگ سرخ عشق چشم امیدم به توست... و تمامی ایمانم به عشق را با تو سنجیده‌ام. من به معجزه رنگ‌ها ایمان دارم من از افسون عشق آگاهم من به رنگ عشق وقتی مثال گل‌های سرخ است. نگاه دوخته‌ام.
گنجشک‌های غم
گنجشک‌های غم اصلا نمی‌توانم باور کنم که تمامی این خصوصیات متعلق به 1 نفر باشد! نه! تو آن آدم دیروز نیستی که بی‌تردید کس دیگری در وجود توست تو را فرمان می‌دهد آخر چطور ممکن است که به ناگاه، آن همه مهر و عشق به کین و سنگدلی مبدل گردد من وقتی نگاهت می‌‌کنم دلم می‌گیرد، درست مثل وقتی پشت پنجره مه گرفته در یک غروب زمستان که دلگیر است و یاس‌آور به گنجشک‌های تنهایی ...
آخرین ایستگاه شب
آخرین ایستگاه شب
آبی عشق
آبی عشق تمام زندگی را همچون گزارشی که هر روز می‌‌نوشت، می‌پنداشت: خبرهای خوب و بد، خبرهای داغ و... و مانند هر خبر فقط کلماتش را می‌دید: کلمات درست یا غلط کلمات به‌جا و نابه‌جا! اما زندگی گزارش و خبر نیست زندگی، آمدن و رفتن نیست که دیروز آمده و فردا برود! درپس این آمدن و رفتن‌ها روزهای عمر یکی مثل ما مانند ...
مشاهده تمام رمان های اعتمادی
مجموعه‌ها