رمان ایرانی

بر دیوار کافه

من و تو برای رهایی و فراموشی، خودکشی، حرمان‌های مدام، حسرت‌های متناوب، فرصت‌هایی که از دست رفتند، برف‌های پشت پنجره که زود و ناگهان آب شدند، عشق‌های ناتمام در برف و سیل و زلزله آب شدند. پرنده‌هایی که از سرما روی شاخه‌های بیدمشک یخ زدند، غروب‌هایی که زود رخ دادند و مبدل به شب شدند و شبی که با آواز هیچ پرنده‌ای حصارش نمی‌شکست و سپیده نمی‌زد و یافتن دوستانی که من و تو در عمرمان گم کرده بودیم پس تصمیم گرفته‌ایم با دوچرخه به محله کارتیه لاتن، محله سن‌ژرمن پاریس، نقش جهان، مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان، میدان سرخ مسکو، باغ‌های گیلاس ژاپن در بهار، سفر کنیم...

ثالث
9786004050227
۱۳۹۴
۱۹۶ صفحه
۵۹۸ مشاهده
۰ نقل قول
احمدرضا احمدی
صفحه نویسنده احمدرضا احمدی
۳۱ رمان احمدرضا احمدی، شاعر و نویسنده ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در کرمان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با شعر نو، ادبیات کودک و زبانی ساده اما تصویری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با مجموعه شعرها و کتاب‌های ...
دیگر رمان‌های احمدرضا احمدی
آپارتمان دریا
آپارتمان دریا .
نمایش‌نامه شاعر 3
نمایش‌نامه شاعر 3 در این مجموعه می‌خوانید: فرودگاه. پرواز 707. ما از گذشته آمده‌ایم. اتاق‌ها. سایه‌ها. سردخانه. خواب. انبارها. پیله‌ها. ماهتاب دریایی. تولد اول، تولد دوم. نیمکت آبی رنگ، در انتهای دنیا. ضیافتی مجلل.
مرا چشم‌آبی صدا می‌کنند
مرا چشم‌آبی صدا می‌کنند چشمان من آبی است. مرا چشم آبی صدا می‌کنند. من رنگ آبی را دوست دارم. هشت سال دارم. هفت آرزو دارم...
عمر 7 چوب کبریت کوتاه بود فقط 1 لحظه بود
عمر 7 چوب کبریت کوتاه بود فقط 1 لحظه بود پدرم روزی که به سفر می‌رفت نشانی و کلید یک باغ قدیمی و یک قوطی کبریت که هفت چوب کبریت داشت را به من داد. این باغ قدیمی پر از درخت انار بود.
پسرک و 12 ماه سال
پسرک و 12 ماه سال پسرک خورشید خرید. به خانه بازگشت. مادرش خورشید را به گردن اسب سفیدی که در حیاط خانه بود انداخت. خانه از نور خورشید روشن شد.
مشاهده تمام رمان های احمدرضا احمدی
مجموعه‌ها