مجموعه داستان خارجی

بی‌پایان

آن‌چه نویسندگان اشراف‌زاده به رایگان به دست می‌آورند، کسانی که در طبقه‌های پایین‌تر جامعه به دنیا آمده‌اند، با از بین رفتن جوانی کسب می‌کنند. سعی کن داستانی بنویس درباره مردی جوان، نوه یک برده که پیش از این شاگرد مغازه، خواننده دسته کر کلیسا و روزهای دانشجو بوده و تربیت شده تا سلسله‌ مراتب را محترم بداند و دست کشیش‌ها را ببوسد، افکار دیگران را بپرستد، برای هر قطعه نان شکرگزاری کند، شلاق بخورد، بدون کفش در زمستان در برف پیاده‌ راه برود و خود را برای تدریس به مدرسه‌ای برساند...

قو
9789641560869
۱۳۹۴
۱۱۴ صفحه
۷۳۶ مشاهده
۰ نقل قول
آنتوان چخوف
صفحه نویسنده آنتوان چخوف
۷۶ رمان آنتوان چخوف پزشک، داستان‌نویس و نمایشنامه‌نویس روس بود و از ستون‌های اصلی داستان کوتاه و تئاتر مدرن به شمار می‌آید. او در تاگانروگ به دنیا آمد و هم‌زمان با کار پزشکی، نوشتن را به شکل جدی دنبال کرد. چخوف جهان ادبی خود را از اتفاق‌های کوچک، آدم‌های معمولی و لحظه‌های ظاهراً بی‌اهمیت ساخت. در آثار او زندگی اغلب با صدای بلند منفجر نمی‌شود؛ آرام، تدریجی و گاهی بی‌رحمانه فرسوده می‌شود. داستان‌های کوتاه او و نمایشنامه‌هایی مانند «باغ آلبالو»، «سه خواهر»، «دایی وانیا» ...
دیگر رمان‌های آنتوان چخوف
مبارزه و 1 داستان دیگر (مجموعه داستان‌های کوتاه شاهکار 14)
مبارزه و 1 داستان دیگر (مجموعه داستان‌های کوتاه شاهکار 14) در حوزه ادبیات داستانی، داستان کوتاه جذابیتی خاص دارد. در این عرصه، نویسنده با بهره‌گیری از نبوغ ادبی خود و همین‌طور با استفاده از صناعات و تمهیدات ادبی آن هم در صفحاتی اندک، که خاص داستان کوتاه است؛ داستانی را در قالب یک رمان بلند؛ با شخصیت‌هایی محدود به نگارش درمی‌آورد. داستانی که مضمونی اجتماعی یا سیاسی داشته و جنبه‌ای ...
الینکای عزیز و چند داستان دیگر
الینکای عزیز و چند داستان دیگر این کتاب شامل داستان‌های مرد چاق مرد لاغر، آفتاب‌پرست، ماسک، وانکا، شوخی، سرگذشت ملال‌انگیز، سبکسر، انگور فرنگی، ایونیچ و سرانجام الینکای عزیز می‌باشد.
مجموعه آثار چخوف 2 (7 جلدی)
مجموعه آثار چخوف 2 (7 جلدی)
20 داستان از آنتوان چخوف
20 داستان از آنتوان چخوف تنها 22 سال از زندگی الگا می‌گذشت و همسرش دیموف 31 ساله بود، بعد از ازدواج زندگی خوشایندی داشتند. الگا دیوارهای اتاق پذیرایی خود را با نقاشی‌های خود و دوستانش چه با قاب و چه بدون قاب تزئین کرد. سقف و دیورارهای اتاق خواب را با پارچه‌ی سیاه پوشاند و آن را شبیه 1 غار کرد. هر کسی با دیدن ...
دشت
دشت در حین خوردن غذا مکالمه‌ای بین آن‌ها صورت گرفت که ایگوروشکا متوجه شد که همنشینان جدیدش، برخلاف تضادی که در سن و شخصیت‌شان دارند، همگی در یک چیز مشترکند، که آن‌ها را شبیه هم می‌کرد؛ «همه آن‌ها گذشته زیبا و حالی بسیار بد داشتند. همه آن‌ها با شور و حرارت از گذشته‌شان می‌گفتند، اما اندیشیدن به زمان حال، خلقشان را ...
مشاهده تمام رمان های آنتوان چخوف
مجموعه‌ها