رمان خارجی

قتل خانم مک‌گینتی

خانم آلیور در را فشار داد و وارد شد...هیچ‌یک از چراغ‌ها روشن نبودند که به نظر او بی‌توجهی میزبان را می‌رساند ثروتمندان اغلب خیلی مقتصد می شوند... عطر بخصوصی در هال به مشام می‌رسید عطری قوی و گران‌قیمت... وضعیت طوری بود که خانم آلیور فکر کرد نکند خانه ار اشتباهی آمده‌اند... بعد کلید چراغ را پیدا کرد و فشار داد. نور چراغ تمام هال مربع‌شکل را روشن کرد. در اتاق نشیمن نیمه‌باز و از لای آن پای خانم آپوارد دیده می‌شد...

ثالث
9789643809942
۱۳۹۴
۳۲۰ صفحه
۴۲۵ مشاهده
۰ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۲۰ رمان آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی رمان‌های جنایی است؛ نویسنده‌ای که نامش با هرکول پوآرو، خانم مارپل و نمایشنامه «تله موش» برای بسیاری از خوانندگان آشنا شده است. او در سنت ادبی خود فقط یک نام فهرستی نیست و صدایی دارد که از دل تجربه، زمانه و شیوه روایتش شکل گرفته است. زندگی او از Torquay, Devon, England آغاز شد و همین زمینه فرهنگی، در کنار مسیر حرفه‌ای‌اش، به آثارش رنگ و بافتی مشخص داد. دانستن این پس‌زمینه کمک می‌کند جهان نوشته‌هایش خشک ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
قطار ساعت 4:50 از پدینگتون
قطار ساعت 4:50 از پدینگتون خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
مرگ نقطه پایان
مرگ نقطه پایان
دست پنهان
دست پنهان خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
لیستردیل (داستان‌های کوتاه آگاتا کریستی) مجموعه داستان
لیستردیل (داستان‌های کوتاه آگاتا کریستی) مجموعه داستان ادوارد دستش را بیشتر داخل جیب روکش اتومبیل فرو برد تا شال‌گردنش را بردارد. دقیقه‌ای بعد قیافه‌اش مثل کسی شده بود که عقلش را از دست داده. شی‌ء زبری در دستان او قرار داشت؛ چیزی که از انگشتانش آویزان شده و همچون شعله آتش در زیر نور مهتاب می‌درخشید، چیزی نبود جز یک گردنبند الماس... اما چه کسی آن را ...
ماجراهای هرکول پوآرو (ماجرای ستاره غرب)
ماجراهای هرکول پوآرو (ماجرای ستاره غرب) ناگهان بدون هیچ هشداری چراغ‌ها چشمک زد و خاموش شد. در تاریکی سه صدای ضربه بلند آمد. من صدای ناله خانم مالتراورز را شنیدم و بعد مردی را دیدم که کنار نرده‌های پله ما را نگاه می‌کرد و با نوری ضعیف که سوسو می‌زد، ایستاده بود. روی لب‌هایش خون بود و با دست راستش اشاره می‌کرد. ناگهان نوری درخشان از ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها