رمان خارجی

مرکب مرگ

(The pale horse)

صدایش با فریاد بلندی اوج گرفت... و فریاد حیوانی وحشتناک دیگری هم از بلا برخاست. از جا بلند شد، برق یک چاقو به چشم خورد... جیغ هولناک در گلو خفه‌شده‌ای از جوجه‌ خروس بلند شد... خون به داخل کاسه مسی می‌ریخت. بلا کاسه در دست دوان‌دوان آمد. جیغ می‌کشید و می‌گفت: خون... خون... خون! تایرزا یکباره دستکش را از داخل دستگاه بیرون کشید. بلا آن را گرفت داخل خون فرو برد،‌ و به تایرزا برگرداند،‌ و او هم آن را سر جایش گذاشت. صدای بلا دوباره با آن فریاد بلند اوج گرفت... گرداگرد منقل می‌دوید، سپس نقش زمین شد، منقل پت‌پتی کرد و خاموش شد...

هرمس
9789643636319
۱۳۹۰
۳۰۰ صفحه
۱۶۲۳ مشاهده
۰ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۲۰ رمان آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی رمان‌های جنایی است؛ نویسنده‌ای که نامش با هرکول پوآرو، خانم مارپل و نمایشنامه «تله موش» برای بسیاری از خوانندگان آشنا شده است. او در سنت ادبی خود فقط یک نام فهرستی نیست و صدایی دارد که از دل تجربه، زمانه و شیوه روایتش شکل گرفته است. زندگی او از Torquay, Devon, England آغاز شد و همین زمینه فرهنگی، در کنار مسیر حرفه‌ای‌اش، به آثارش رنگ و بافتی مشخص داد. دانستن این پس‌زمینه کمک می‌کند جهان نوشته‌هایش خشک ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
قتل در بین‌النهرین
قتل در بین‌النهرین حوادثی که به ترتیب زمانی در این روایت آمده حدود چهار سال پیش رخ داد. شرایط کنونی به نظر من ایجاب می‌کند که گزارش روشنی از آنها به همگان ارائه شود. شایعات احمقانه و مضحکی در این خصوص بر سر زبانها افتاده مبنی بر آنکه موانعی برای عینی شدن مدارک وجود داشته است و مزخرفاتی دیگر از این دست، سو ...
نمسیس فرشته انتقام و عدالت
نمسیس فرشته انتقام و عدالت (عشق احساس خطرناکی است. شاید خطرناک‌ترین احساس آدمی باشد) این چیزی است که کسی به خانم مارپل، همان کارآگاه افسانه‌ای آگاتا کریستی، می‌گوید و خانم مارپل به خاطر قتلی که اتفاق می‌افتد ناگریز می‌شود تا درباره این گفته و کسی که این سخنان به او مربوط ‌می‌شد به تحقیق بپردازد.
وحشت در خانه آخر
وحشت در خانه آخر اتفاق 1: قاب عکس سنگینی که بالای سر تخت دوشیزه باکلی است می‌افتد. اتفاق 2: تخته سنگی که در سر راه صخره‌ای وی بود از بالای سرش سقوط می‌کند. اتفاق 3: ترمز اتومبیل وی در سراشیبی تپه عمل نمی‌کند. اتفاق 4: گلوله‌ای به فاصله یک اینچ از کنار سر وی عبور می‌کند. اما قاتل بالقوه، مرتکب اشتباه بزرگی می‌شود، چون که او زمانی به قربانی خود شلیک ...
دروازه سرنوشت
دروازه سرنوشت شهر دمشق چهار دروازه عظیم دارد. دروازه سرنوشت، گذرگاه صحرا، مغار فلاکت، قلعه ترس. منم دروازه بغداد، گذرگاه دیار بکر. ای کاروان مکن از این گذر عبور، یا بگذری اگر، آوازه‌خوان مشو. آیا شنیده‌ای تو سکوتی را، در مرگ ماکیان، گویی هنوز سوت پرنده‌ای به گوش می‌رسد؟
راز سیتافورد
راز سیتافورد سیتافورد نام دهکده‌ای کوچک است که تمام اتفاقات مرموز داستان در آن رخ می‌دهد. سروان ناراکوت مامور اداره پلیس در تلاشی بی پایان برای یافتن کلید معما در جستجو است و در این راه با حوادثی عجیب مواجه می‌شود اما سرانجام...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها