رمان خارجی

ماجراهای پارکر پاین

(Parker pyen investigate)

در قسمت عقب یقه لکه‌ای خون بود. بعد روی گردن جنازه که حالا دیگر برهنه بود، خم شد و از نزدیک‌تر نگاه کرد و به تندی گفت: این مرد بر اثر ضربه نمرده آقای دکتر، در کاسه سرش چیزی فرو کرده‌اند. می‌توانید دقیقا سوراخ‌ریزی را که پشت سرش هست ببینید.

ویدا
9786002910561
۱۳۹۴
۲۷۰ صفحه
۳۵۸ مشاهده
۰ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۲۰ رمان آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی رمان‌های جنایی است؛ نویسنده‌ای که نامش با هرکول پوآرو، خانم مارپل و نمایشنامه «تله موش» برای بسیاری از خوانندگان آشنا شده است. او در سنت ادبی خود فقط یک نام فهرستی نیست و صدایی دارد که از دل تجربه، زمانه و شیوه روایتش شکل گرفته است. زندگی او از Torquay, Devon, England آغاز شد و همین زمینه فرهنگی، در کنار مسیر حرفه‌ای‌اش، به آثارش رنگ و بافتی مشخص داد. دانستن این پس‌زمینه کمک می‌کند جهان نوشته‌هایش خشک ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
شاهد خاموش
شاهد خاموش دکتر تانیاس با بغضی در گلو گفت: یک شب می‌خواست به من قرص خواب بدهد. چهره‌اش طوری بود که ترسیدم. قرصها را دور ریختم. آن وقت بود که به این نتیجه رسیدم که مشکل روانی دارد. بهتر است هنوز هم این طور خیال کنید که مشکل روانی داشته. واقعیت قضیه هم همین است. ولی از لحاظ حقوقی فرق می‌کند. چون می‌فهمید ...
روشنایی ماندگار و چند داستان دیگر
روشنایی ماندگار و چند داستان دیگر مرد ژنده‌پوش از ردیف چهارم به جلو خم شده و ناباورانه به سن خیره شده بود. چشمان تیزبینش گرد شده بود. آهسته گفت: «نانسی تیلور! خدایا نانسی تیلور کوچک!» به بروشور نگاهی انداخت. یکی از نام‌ها درشت‌تر از بقیه چاپ شده بود. «الگا استورمر! پس این اسم را روی خودش گذاشته. احتمالا حالا دیگر خودش را یک ستاره می‌داند، این‌طور نیست ...
ماجراهای هرکول پوآرو (ماجرای ستاره غرب)
ماجراهای هرکول پوآرو (ماجرای ستاره غرب) ناگهان بدون هیچ هشداری چراغ‌ها چشمک زد و خاموش شد. در تاریکی سه صدای ضربه بلند آمد. من صدای ناله خانم مالتراورز را شنیدم و بعد مردی را دیدم که کنار نرده‌های پله ما را نگاه می‌کرد و با نوری ضعیف که سوسو می‌زد، ایستاده بود. روی لب‌هایش خون بود و با دست راستش اشاره می‌کرد. ناگهان نوری درخشان از ...
شبح مرگ بر فراز نیل
شبح مرگ بر فراز نیل هر دو مرد با دهانی نیمه‌باز،‌ چشمان ندید بدید خود را به دختری دوخته بودند که داشت جلو پست‌خانه از یک رولزرویس قرمز رنگ پیاده می‌شد. دختر، نرم و چابک،‌ از اتومبیل بیرون آمد. کلاه بر سر نداشت و موهای طلایی‌اش به او جلوه خاصی می‌داد. پیراهنی بلند اندام ظریف و زیبایش را پوشانده بود. از حرکاتش معلوم بود ...
خطر در خانه آخر
خطر در خانه آخر به نظرم در بین شهرهای جنوب انگلستان، هیچ شهری به قشنگی سنت‌لو نیست. اسمش را گذاشته‌اند عروس شهرهای ساحلی و الحق که همین‌طور است. آدم را یاد ریویرا می‌اندازد. به عقیده من ساحل کورنوال دست‌کمی از جنوب فرانسه ندارد. اینها را به دوستم، هرکول پوآرو گفتم. پوآرو گفت: تو منوی رستوران قطار دیروز هم همین را نوشته بود، دوست من. حرفت تازگی ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها