رمان خارجی

شرکای جرم

(Paptners incrime)

خانم برسفورد روی نیمکت تکانی به خودش داد و با ناراحتی از پنجره آپارتمان نگاهی به بیرون انداخت. چشم‌انداز وسیعی نبود، فقط چند آپارتمان دیگر در آن طرف خیابان دیده می‌شد. آهی کشید و بعد دهن‌دره کرد و گفت: کاش اتفاقی بیفتد. همسرش نگاهی سرزنش‌باری بهش کرد و گفت:مراقب باش، تاپنس. این علاقه شدیدت به هیجان مرا می‌ترساند...

هرمس
9789643639303
۱۳۹۴
۲۹۰ صفحه
۷۹۵ مشاهده
۰ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۲۰ رمان آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی رمان‌های جنایی است؛ نویسنده‌ای که نامش با هرکول پوآرو، خانم مارپل و نمایشنامه «تله موش» برای بسیاری از خوانندگان آشنا شده است. او در سنت ادبی خود فقط یک نام فهرستی نیست و صدایی دارد که از دل تجربه، زمانه و شیوه روایتش شکل گرفته است. زندگی او از Torquay, Devon, England آغاز شد و همین زمینه فرهنگی، در کنار مسیر حرفه‌ای‌اش، به آثارش رنگ و بافتی مشخص داد. دانستن این پس‌زمینه کمک می‌کند جهان نوشته‌هایش خشک ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
مردی با لباس قهوه‌ای
مردی با لباس قهوه‌ای خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
گربه‌ای در میان کبوتران
گربه‌ای در میان کبوتران
شبح مرگ بر فراز نیل
شبح مرگ بر فراز نیل هر دو مرد با دهانی نیمه‌باز،‌ چشمان ندید بدید خود را به دختری دوخته بودند که داشت جلو پست‌خانه از یک رولزرویس قرمز رنگ پیاده می‌شد. دختر، نرم و چابک،‌ از اتومبیل بیرون آمد. کلاه بر سر نداشت و موهای طلایی‌اش به او جلوه خاصی می‌داد. پیراهنی بلند اندام ظریف و زیبایش را پوشانده بود. از حرکاتش معلوم بود ...
در هتل برترام
در هتل برترام نه تعجب نکردم. اصلا تعجب نداشت. تو این هتل اتفاقات عجیبی می‌افتاد که با هم جور در نمی‌آمد. همه چیز خوب و عالی بود. خوب و عالی که نمی توانست حقیقت داشته باشد. امیدوارم منظورم را بفهمید. به قول اهالی تئاتر، نمایش خیلی خوبی بود. ولی نمایش بود. واقعیت نداشت.
مسافر فرانکفورت
مسافر فرانکفورت لطفا کمربندهایتان را محکم ببندید! سرنشینان هواپیما دستور را زیاد جدی نگرفتند. همه در آن لحظه یک احساس مشترک داشتند. فعلا نمی‌توان در فرودگاه ژئو فرود آمد. مسافران خسته و خواب آلوده مرتب خمیازه می‌کشیدند. غافل از این که خستگی و خواب آلودگی بیشتری در پیش بود. تکرار دستور میهماندار که این بار آمرانه تحکم کرد. لطفا کمربندهایتان را ببندید، دال ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها