رمان خارجی

حماقت گرینشاو (ماجراهای دوشیزه مارپل)

آلیسا در حالی که به عروسک زل زده بود گفت: درست است که جان ندارد، اما به نظر می‌رسد جان دارد، این‌طور نیست؟ خانم گروز در حالی که با دستمال گردگیری دور اتاق می‌چرخید، گفت: این عروسک حالم را دگرگون می‌کند، به قدری حالم را بد می‌کند که اصلا دوست ندارم وارد اتاق پرو شوم.

ویدا
9786002911186
۱۳۹۴
۱۹۶ صفحه
۴۱۰ مشاهده
۰ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۲۰ رمان آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی رمان‌های جنایی است؛ نویسنده‌ای که نامش با هرکول پوآرو، خانم مارپل و نمایشنامه «تله موش» برای بسیاری از خوانندگان آشنا شده است. او در سنت ادبی خود فقط یک نام فهرستی نیست و صدایی دارد که از دل تجربه، زمانه و شیوه روایتش شکل گرفته است. زندگی او از Torquay, Devon, England آغاز شد و همین زمینه فرهنگی، در کنار مسیر حرفه‌ای‌اش، به آثارش رنگ و بافتی مشخص داد. دانستن این پس‌زمینه کمک می‌کند جهان نوشته‌هایش خشک ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
قتل‌های الفبایی
قتل‌های الفبایی داستان قتل‌های سریالی است که ماموران پلیس هنوز نتوانسته‌اند قاتل را پیدا کنند و معما سربسته مانده است. ناگزیر دست به دامان گاراگاه مشهور و قهرمان داستان هرکول پوآرو می‌شوند و او که پی به ناتوانی پلیس برده بود از مدت ها قبل خود در پی حل این معما بود اما او هم از حل معما ناتوان است تا اینکه...
تله موش
تله موش تله موش، آخرین جلسه، یک اتفاق، فقط ساعت شاهد بود، شبان بزرگ، روی موج عوضی، لانه بلبل، نام 7 داستان جنایی از آگاتا کریستی است که شما آن را با هیجانی آمیخته با کنجکاوی و دلهره دنبال میکنید و پیرزن دوست داشتنی، خانم مارپل مثل بقیه داستان‌های آگاتا کریستی قهرمان داستان است.
The Girl in the Train
The Girl in the Train آگاتا کریستی، ملکه بی‌رقیب داستان‌های معمایی، بیشتر با رمان‌های پلیسی کلاسیکش شناخته می‌شود که در آن‌ها شخصیت‌های برجسته‌ای مانند هرکول پوآرو و خانم مارپل حضور دارند. اما داستان‌های کوتاه او نیز نشان‌دهنده توانایی‌اش در روایت‌پردازی استادانه، خلق معماهای پیچیده و نگه‌داشتن خواننده در تعلیق هستند. "دختری در قطار" یکی از این داستان‌هاست-اثری که عناصری از رمز و راز، ماجراجویی و ...
خطر در خانه آخر
خطر در خانه آخر به نظرم در بین شهرهای جنوب انگلستان، هیچ شهری به قشنگی سنت‌لو نیست. اسمش را گذاشته‌اند عروس شهرهای ساحلی و الحق که همین‌طور است. آدم را یاد ریویرا می‌اندازد. به عقیده من ساحل کورنوال دست‌کمی از جنوب فرانسه ندارد. اینها را به دوستم، هرکول پوآرو گفتم. پوآرو گفت: تو منوی رستوران قطار دیروز هم همین را نوشته بود، دوست من. حرفت تازگی ...
آقای کوئین در رویستون (ماجراهای آقای کوئین)
آقای کوئین در رویستون (ماجراهای آقای کوئین) نفس در سینه او حبس شد. جام بلورین!‌ کاروسو وقتی که آواز می خواند جام خرد می‌شد. یوشبیم در استودیوی رادیو قرار بود بخواند و در اتاقی به فاصله یک کیلومتری، نه جام، بلکه قدح بلورین سبزی قرار بود بشکند. یک جام با حباب‌های بزرگ با صدای او قرار است بیفتد و حباب‌های آن بشکند؛ حباب‌هایی که شاید داخل آن ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها