رمان خارجی

رختکن کودکی

(Vestiare de I enfance)

وقتی او را دیدم، کنار نرده پر نقش و نگاری نشسته بودم که کافه را از سالن بیلیارد جدا می‌کند، نتوانستم بلافاصله خطوط چهر‌ه‌اش را تشخیص بدهم. بیرون، نور خورشید به حدی شدید است که آدم هنگام وارد شدن به کافه چشمش سیاهی می‌رود. لکه روشن کیف دستی طلایی رنگش، بازوهای برهنه و صورتش که از سایه بیرون آمده است؛ نباید بیشتر از بیست سال داشته باشد...

نیماژ
9786003671621
۱۳۹۵
۱۲۸ صفحه
۲۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
پاتریک مودیانو
صفحه نویسنده پاتریک مودیانو
۱۴ رمان پاتریک مودیانو، نویسنده فرانسوی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری پیوند خورده که به حافظه، اشغال فرانسه، هویت، فراموشی و پاریس نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار ...
دیگر رمان‌های پاتریک مودیانو
آغاز ما در زندگی
آغاز ما در زندگی نمایشنامه «آغاز ما در زندگی» که پاتریک مودیانو در سال ۲۰۱۷ نزد گالیمار منتشر کرد، یکی از صمیمی‌ترین و کم‌حجم‌ترین اما پرطنین‌ترین متن‌های نمایشی اوست؛ اثری که مانند دیگر کارهایش، مرز میان زمان، خاطره و هویت را در فضایی کم‌نور و آرام از نو ترسیم می‌کند. داستان در یک تئاتر خالی آغاز می‌شود؛ جایی که ژان، نویسنده جوان، در حال ...
تا تو در این خیابان‌ها گم نشوی
تا تو در این خیابان‌ها گم نشوی دفترچه تلفنی که بی وقت پیدا می شود ریتم کند روزهای گرم تابستان کهن سالی ژان داراگان را به هم می ریزد. ژیل اتولینی، شانتال گریپی، گی تورستل و آنی آستران… آنی آستران نام زنی است که ناخواسته از بین تمامی نامها و نوشته ها از هزارتوی پرونده ای جنایی سر بیرون می آورد و مثل یک چراغ قوه نور ...
خاطرات خفته
خاطرات خفته وقتی کتاب‌های مودیانو، برنده نوبل ادبیات را می‌خوانید، احساس می‌کنید نویسنده خواب‌هایش را برای‌تان باز می‌گوید. رمان خاطرات خفته آخرین اثر مودیانو بیش از باقی آثارش از این ویژگی برخوردار است. در این رمان موجز و کم‌نظیر مودیانو به بازخوانی و یادآوری خاطرات دهه بیست زندگی‌اش می‌پردازد. خاطرات جوانی گریزپا و تشنه‌ دانستن که در خیابان‌ها و کافه‌های پاریس سرگردان ...
بهار سگی
بهار سگی بهار سال 1964، وقتی نوزده سالم بود،‌ با فرانسیس جانسن آشنا شدم و امروز تصمیم دارم با تکیه بر اندک دانسته‌هایم، راجع به او بنویسم. صبح زود بود، در کافه‌ای در میدان دانفرات راشرو با دوستی هم‌سن و سال خودم نشسته بودم. جانسن پشت میزی روبه‌روی ما نشسته بود و لبخندزنان ما را نگاه می‌کرد. لحظه‌ای بعد، از داخل کیفی ...
من پاتریک مودیانو هستم
من پاتریک مودیانو هستم به غیر از برادرم رودی و مرگش هیچ یک از آنچه اینجا برایتان تعریف می کنم مرا عمیقاً تحت تأثیر قرار نمی دهد. برای من نوشتن این صفحات درست مثل این است که برداشتم را از موضوعی تعریف کنم یا خلاصه داستانی را بنویسم. داستانی مصور، تا با این زندگی که زندگی من نیست تسویه حساب کرده باشم. همه چیز ...
مشاهده تمام رمان های پاتریک مودیانو
مجموعه‌ها