رمان خارجی

دور باطل

(Vicious circles)

هنگامی که بیگانه به شهر رسید، به اقامتگاه برده شد. نگهبانش در راه به او گفته بود: «سرزنشم خواهید کرد، اما این قاعده است. هیچ‌کس از تماشای خوشبختی نمی‌گریزد.» بیگانه گفت: «راستی، پس چه چیزی در این اقامتگاه آن‌قدر هولناک است؟» نگهبان ناگاه با حالتی محتاط پاسخ داد: «هیچ چیز، هیچ چیز ابدا.» آن‌ها از باغی خالی گذشتند و زنگ در خانه‌ای بزرگ را به صدا درآوردند.

9786003390515
۱۳۹۵
۹۶ صفحه
۷۹۰ مشاهده
۰ نقل قول
موریس بلانشو
صفحه نویسنده موریس بلانشو
۸ رمان موریس بلانشو نویسنده، منتقد و فیلسوف فرانسوی است؛ از چهره‌های رازآلود و اثرگذار اندیشه ادبی قرن بیستم است. او با دووروز، فرانسه پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. نوشته‌های او میان ادبیات، فلسفه، سکوت، مرگ و ناممکنی بیان حرکت می‌کنند. بلانشو متنی دشوار و فشرده دارد؛ خواندنش بیشتر شبیه ورود به منطقه‌ای از فکر است تا دنبال کردن روایت معمول. او بر نظریه ادبی و اندیشه فرانسوی اثر عمیقی گذاشت و مفهوم نوشتن ...
دیگر رمان‌های موریس بلانشو
میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی
میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی کتاب «میشل فوکو از نگاه من : فضای ادبی» نوشته موریس بلانشو، تأملی شاعرانه و فلسفی درباره معنای دوستی و نسبت و گفتگوی میان دو تن از بزرگ‌ترین اندیشمندان قرن بیستم است: موریس بلانشو (نویسنده و منتقد ادبی) و میشل فوکو. این اثر نفیس که در سال ۱۹۸۶ منتشر شده، در 125صفحه گوهر نابی از تفکر معاصر را ارائه می‌دهد. ...
واپسین انسان
واپسین انسان همین که توانستم، آن واژه که همواره در مورد او اندیشیده‌ام به زبان آوردم: که او واپسین انسان است. در حقیقت چیزی او را از دیگران متمایز نمی‌ساخت. بیشتر گوشه‌گیر بود، وقتی حرف نمی‌زد که البته از روی تکبر یا فروتنی هم نبود آن‌گاه در سکوت، هرکسی افکاری را باید به او نسبت می‌داد که او با ملایمت رد می‌کرد.
آخرین انسان
آخرین انسان چه چیز جز ما آنجا حاضر است؟ هیچ‌کس چه کسانی دورند چه کسانی نزدیک؟ ما آنجا و ما اینجا و چه کسانی جوان‌ترین‌اند و کدام ها پیرترین‌اند؟ ما و چه کسی باید ستایش شود، که به سراغ‌مان می‌آید که به انتظار ماست؟ ما و ما و خورشید - خورشید نورش را از کجا می‌آورد؟ فقط و فقط از ما و آسمان - آسمان دقیقا چیست؟ انزوایی که در ...
انتظار فراموشی
انتظار فراموشی این جا، و در این جمله که شاید برای او مقدر شده بود، مجبور بود مکث کند. در واقع در حال گوش دادن به حرف‌های زن این یادداشت‌ها را نوشته بود. هنگامی که می‌نوشت هنوز صدای زن در گوشش بود. یادداشت‌ها را به زن نشان داد. زن نخواست که بخواند. فقط چند جمله‌ای خواند، آن هم چون از او خواهش ...
آمینادب
آمینادب داستان این رمان حول یک شخصیت می‌چرخد و کمابیش روایتی خطی دارد که می‌توان آن را در چند جمله خلاصه کرد. چنین طرحی می‌تواند سنتی و حتی از جهاتی بسیار کلاسیک به نظر برسد. اما بلانشو می‌کوشد با این ژانر آشنا با تاکید خودش روی بیگانگی و با زیبایی‌شناسی کاملا ضد رئالیستی روبرو شود چرا که این زیبایی‌شناسی ضروری‌تر از ...
مشاهده تمام رمان های موریس بلانشو
مجموعه‌ها