رمان نوجوان

کودکستان آقا مرسل

رزمندگان گردان بلال در دسته‌ها و گروهان‌های مختلف با نظم و ترتیب می‌دویدند. دست‌ها روی سینه و گام‌ها به اندازه برداشته می‌شد. خورشید کم‌کم از پس کوه‌های مشرق در حال طلوع بود و نور درخشان و طلایی‌اش مثل نیزه‌های درخشان در آسمان رها می‌شد. پرندگان سحرخیز پرصدا در آسمان قیقاج میرفتند. بوی خوش گل و سبزه در تپه‌های سرسبز و پر گل و گیاه پخش شده بود. و...

9786008460046
۱۳۹۵
۲۴۴ صفحه
۴۴۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
داوود امیریان
صفحه نویسنده داوود امیریان
۱۰ رمان داوود امیریان نویسنده ایرانی ادبیات دفاع مقدس و نوجوان است؛ با روایت‌های طنزآمیز و انسانی از جنگ و نوجوانی شناخته می‌شود. او با کرمان، ایران پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. آثار او جنگ را فقط از زاویه شعار و حماسه رسمی نمی‌بینند؛ آدم‌های کوچک، ترس‌ها و شوخی‌ها هم در متن حضور دارند. امیریان از طنز برای نزدیک کردن تجربه دشوار جنگ به خواننده جوان استفاده می‌کند. او در ادبیات نوجوان ایران سهمی ...
دیگر رمان‌های داوود امیریان
دوستان خداحافظی نمی کنند
دوستان خداحافظی نمی کنند دو دوست با نام های "آرش" و "مرتضی" - با وجود سن پایین - تصمیم می گیرند با قطارهای تهران - خرمشهر عازم جبهه شوند. اما از آن جا که این کار غیر قانونی است، آن ها قرار می گذارند تا بدون تهیه ی بلیت و اطلاع مأموران قطار از این امر، راهی خرمشهر شوند. سرانجام نیز تنها آرش موفق ...
جام جهانی در جوادیه
جام جهانی در جوادیه آلکس‌هیوارد، فرزند سفیر کانادا در تهران است. سیاوش، یکی از بچه‌های محله جوادیه که دست برقضا، زبان ‌انگلیسی‌اش خوب است، به آلکس فارسی یاد می‌دهد. آلکس، ماجرای یک دوره مسابقه فوتبال را در جوادیه از زبان سیاوش می‌شنود و یک تیم از بچه‌های کانادایی را برای مسابقه معرفی می‌کند؛ اما کار به همین جا ختم نمی‌شود... تیم‌هایی از کشورهای دیگر ...
لیلی
لیلی
خداحافظ کرخه
خداحافظ کرخه ـ برادر! برادر! بلند شو، نمازت قضا می‌شه‌آ! از خواب پریدم. امدادگری بالای سرم مرا صدا می‌کرد. پرسیدم:‹‹ اینجا کجاست؟›› ـ اینجا سنگر بهداریه. دیشب که خوابت برد، دیدم خسته‌ای بیدارت نکردم. اما حالا نمازت داره قضا می‌شه.
مشاهده تمام رمان های داوود امیریان
مجموعه‌ها