امروز صبح رینو به من تلفن کرد، فکر کردم که هنوز پول میخواهد و خودم را آماده کرده بودم که به او جواب رد بدهم. ولی دلیل تلفن کردنش چیز دیگری بود: مادرش را پیدا نمیکردند.
«از کی؟»
«دو هفته است.»
«و تو حالا به من تلفن میکنی؟»
۱۵ رمان
النا فرانته، نویسنده ایتالیایی با هویت ناشناس است و نامش با آثاری شناخته میشود که به دوستی زنانه، طبقه، شهر، خشونت و رشد نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده ...
دختر پنهانم
«بر این باورم که کتابها وقتی منتشر شدند دیگر نیازی به نویسندهشان ندارند. اگر چیزی برای گفتن داشته باشند، دیر یا زود خواننده خود را پیدا میکنند، و گرنه خوانندهای نخواهند داشت.»
این جملهای است از النا فرانته، نویسندهای رازآلود که شهرت برای او مهم نیست اما آثارش به زبانهای مختلف ترجمه میشوند و در تیراژهای میلیونی به فروش میرسند و ...
در حاشیه
"در حاشیه: در لذتهای خواندن و نوشتن" مجموعهای تأملبرانگیز و روشنگر از النا فرانته، یکی از مشهورترین نویسندگان معاصر ایتالیا است. فرانته که بهخاطر رمانهای عمیقا درگیرکنندهی ناپولیتن خود شناخته میشود، همان دقت فکری و عمق عاطفی را به این اثر میآورد. در این کتاب، او رابطه پیچیده بین نوشتن، خواندن و تجربه انسانی را بررسی میکند. این اثر کاوشی ...
زندگی پر دروغ آدم بزرگ ها
کتاب «زندگی پر دروغ آدم بزرگ ها» رمانی نوشته ی «النا فرانته» است که اولین بار در سال 2019 به چاپ رسید. صورت زیبای «جووانا» در حال تغییر است، یا این که حداقل پدرش این گونه فکر می کند. پدرش می گوید «جووانا» هر روز بیشتر شبیه «عمه ویتوریا» می شود. اما آیا این حقیقت دارد؟ آیا او واقعا در ...
داستان کودک گمشده
کتاب «داستان کودک گمشده» رمانی نوشته ی «النا فرانته» است که نخستین بار در سال 2014 انتشار یافت. کشف های بزرگ زندگی «لی لا» و «النا» انجام، و رنج ها و فقدان های آن نیز تجربه شده است. در طول این تجربیات اما، دوستی این دو زن همچنان مرکز ثقل زندگی آن ها است. هر دوی آن ها زمانی تلاش ...
دختر گمشده
«دختر من تقریبا بیست سال پیش و درست روز یکشنبهای در ماه اوت گم شد. من چیزی نمیدیدم چون اضطراب آدم را کور میکند. در اینجور مواقع غریبهها بیشتر به درد میخورند.»
لدا قهرمان داستان، استاد دانشگاه است و مدتها پیش از شوهرش جدا شده است. مهاجرت دخترهایش به کانادا، برای پیوستن به پدرشان، زندگی او را دچار فراز و ...