رمان نوجوان

رقص جن‌ها

-... ولک آقایی که شما باشید بووای ما یه گاو داشت به چه گندگی. ئی قدر این گاوه بزرگ بود. ئی قدر بزرگ بود که سه ماه تموم، می‌فهمی چی می‌گم؟ سه ماه تموم طول می‌کشید پای پیاده از دمش تا سرش بری. برای همین شهرداری پشتشه آسفالت کرده بود و تاکسی‌رانی هم ماشین‌های خطی اونجا رو راه انداخته بود تا مردم علاف نشند و سر موقع به کار و زندگی‌شون برسند. ولک چی بگم از این راننده‌های بی‌انصاف. لامصب‌ها صبح تا شب با ئو صدای نخراشیده مخراشیده‌شون داد می‌زدند که سر گاو، ته گاو بیا بالا. بیا بالا که رفتیم.

هوپا
9786008025207
۱۳۹۵
۱۹۲ صفحه
۱۷۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده محمدرضا شمس
۱۲ رمان محمدرضا شمس، نویسنده ایرانی کودک و نوجوان است و نامش با آثاری پیوند خورده که به کودکی، طنز، خیال، آموزش و قصه‌گویی نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های محمدرضا شمس
درختی که کلاغ نداشت
درختی که کلاغ نداشت مجموعه «بهترین نویسندگان ایران»، با در کنار هم قرار دادن داستان‌هایی از نویسندگان تاثیرگذار و صاحب نام حوزه کودک، همراه تصویرگری‌هایی متناسب، مجموعه‌ای ماندگار و قابل مطالعه از آثار این بزرگان گردآورده است. درختی که کلاغ نداشت داستانی است کودکانه و دلنشین از «محمدرضا شمس» با تصویرگری خاص «زهرا عسگری».
تفنگی که دوست نداشت شلیک کند
تفنگی که دوست نداشت شلیک کند
افسانه‌های آن‌ور آب
افسانه‌های آن‌ور آب افسانه‌های آن ور آب روایتی تازه از افسانه‌های ملت‌های دیگر است. زبان روان و گاه شوخ و بازیگوش راوی به این افسانه‌ها حال و هوایی تازه داده و آن‌ها را برای مخاطب خواندنی‌تر کرده است. این افسانه‌ها که از قوم‌ها و کشورهای گوناگون انتخاب شده‌اند، در کنار افسانه‌های این ور آب مجموعه‌ای 352 افسانه‌اند; 352 افسانه که نشان می‌دهند با وجود ...
من زن بابا و دماغ بابام
من زن بابا و دماغ بابام
داس مرگ (قصه‌های بترس برای بچه‌های نترس 3)
داس مرگ (قصه‌های بترس برای بچه‌های نترس 3) جن‌هایی که سونای بخار می‌گیرن، پسرِ هیولا، ایسچی، گرگینه، دراکولا، مرگ با داس بلندش توی اتوبوس، دوربینی که از هرکسی عکس بگیره اون ناپدید می‌شه، شبح‌های بی‌خانمان... از این چیزها می‌ترسی؟ می‌ترسی و می‌لرزی؟ می‌لرزی و خیس می‌شی؟ اگه فکر می‌کنی بچه‌ی نَترسی هستی، بیا وسط! اگه دلت می‌خواد ترس رو توی داستان مزه‌مزه کنی، دلت رو بزن به دریا و بیا جلو! اگه ...
مشاهده تمام رمان های محمدرضا شمس
مجموعه‌ها