حالا به مرگ اهمیت نمیداد. همیشه از درد هراس داشت. او هم به اندازه هرکس دیگری طاقت درد را داشت، اما وقتی طولانی میشد کم میاورد، ولی حالا با چیزی درگیر بود که سخت هراسانگیز مینمود و درست همان لحظه که حس کرد از پا درآمده، دردش تمام شده بود.
۴۴ رمان
ارنست همینگوی، نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی و برنده نوبل ادبیات، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در اوک پارک ایلینوی به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با روزنامهنگاری، جنگ، سفر و تجربه مستقیم خطر شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با ...
فیستا
«فیستا» یکی از آثار مشهور ادبی جهان است که خالق آن ارنست همینگوی نویسنده نامدار آمریکاییست. محور داستان مسافرت گروهی آمریکایی و انگلیسی مقیم فرانسه از «نسل گ شده» به اسپانیا برای دیدن جشن فیستا است. این رمان روایت عجیبی از عشق را در بطن درگیریها و رقابتهای انسانی به تصویر میکشد. همینگوی از این درگیریهای متنوع استفاده میکند تا ...
آن سوی رود میان درختان
نمیدانم چقدر فرمانده گروهان از دست دادیم و جایگزین کردیم و باز از دست دادیم. آنها هم نه درست کردنیاند نه کاشتنی که مثل سیبزمینی از این طرف بکاری و از آن طرف سبز شود... یادم هست که وقتی تیر میخوردند فکر میکردیم اگر همانجا با گلوله خلاصشان کنیم و به خاک بسپاریم، راحتتر از این است که برشان گردانیم ...
وداع با اسلحه
«وداع با اسلحه» روایت دو سرشت و دو غریزه متضاد و متعارض بشری است؛ یکی نماد خشونت، خونریزی، تعرض، تهاجم و تجاوز است که ثمره آن ویرانی و کوچ اجباری مردمانی است که به ستم رانده شدهاند، آسیب دیدهاند و نصیبی جز آشفته حالی نداشتهاند و دیگری نماد مهر است و عشق و دوستی و باروری و فرزندآوری که ثمره ...
و آفتاب طلوع می کند
در این منظره تیزه مرگ و بیثباتی، نه فقط نسل برت و جیک و دوستانشان، که همه نسلها گم گشتهاند. و آفتاب طلوع میکند، مثل کتاب جامعه، ما را نه به یقین مذهبی میکشاند، نه به نیهیلیسم و یاس مطلق. این کتاب که یکی از اندوهبارترین مرثیههای آمریکایی است با حالتی شبیه به شکوه تراژیک، بر فضائل به سبک درآوردن ...
بهترین داستانهای کوتاه (ارنستمیلر همینگوی)
همینگوی با این داستان قصدش آن بود تا «نگرش ملی نسبت به درستی آداب و رسوم کهن شهرها را تغییر دهد.» او در این داستان «به ارزشها و نظام جامعهای میتازد که متکبرانه به اخلاق و رفتار خود فخر میفروشد.» این داستان، در واقع «موضعی محکم و آشتیناپذیر در برابر سطحینگری، مادیگرایی افراطی، بهرهکشی و ریاکاری اخلاقی است که ...