رمان ایرانی

سقوط از خویش

سقوط از خویش!! من از سقوط می‌ترسم... من از تمام روزهایی که پیش روی تو می‌ایستم، بی‌آنکه نگاه مهربانت مرا نوازش کنند؛ من از دست‌هایت که مدت‌هاست سرد است و با اکراه به سمتم دراز می‌شود؛ من از آشفتگی و سردرگمی‌ای که در پس هر دیدار گریبانت را می‌گیرد، می‌ترسم. من از تمام آدم‌هایی که تظاهر می‌کنند عاشق تواند... من از تمام مردم این شهر، که با بخل و حسد، میان من و تو خط فاصله می‌چینند... من از صدای وز وز عقلم که در سکوت بهت‌آور قلبم می‌پیچد... من از تمام غروب‌های خالی از حضورت... من از تمام خیابان‌های این شهر، بی ‌تو می‌ترسم! سقوط که همیشه افتادن از بلندی نیست، سقوط گاهی افتادن از نگاهی کسی است که سال‌هاست به عشقش روزشمار عمرم را ورق زده‌ام.

9789642368297
۱۳۹۶
۶۸۸ صفحه
۵۸۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده مهرنوش صفایی
۱۲ رمان مهرنوش صفایی، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به عشق، خانواده، سرنوشت و رابطه‌های انسانی نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های مهرنوش صفایی
از عشق تا دیوانگی راهی نیست
از عشق تا دیوانگی راهی نیست از عشق تا دیوانگی راهی نیست، این را زمانی فهمیدم که به عشق تو تا مرز دیوانکی یک نفس دویدم. بی‌نهایت راه پیش پایم بود. اما من به هوای تو پا به سخت ترین جاده زندگی گذاشتم. شکوه‌ای نیست و گله‌ای، که هنوز هم فکر می‌کنم وقتی عاشق نیستم شکلی از فاجعه‌ام...
خاطرات خصوصی آنا
خاطرات خصوصی آنا آقا جان عصبانی داد زد:«یعنی چی؟... از کی تا حالا کلفت جماعت، لنز می‌زاره و مو رنگ می‌کنه و خودش رو به این ریخت و قیافه در می‌آره؟ تو می‌ری کلفتی یا هرزه‌گردی؟ نکنه هنرپیشه شدی؟ (لا اله الا الله) ببین چطور دهن آدمو آخر شبی باز می‌کنی... خوشت می‌یاد مردم پشت سرت حرف در بیارن؟ کم از وقتی اومدی، ...
جایی بالاتر از رنجیدن
جایی بالاتر از رنجیدن میان جمعیت این همه آدم و در میان هجوم نگاه و خنده و حرف گاهی من فکر می‌کنم روی زمین خدا هیچ کس نیست. کاش بودی و می‌دیدی که دنیای من بی تو چقدر از زندگی خالیست.
عشق ورژن 2015
عشق ورژن 2015 مانا چند قدم به عقب برداشت و متحیر و سردرگم دوباره گوشه تخت نشست. شاید این فلش همان فلشی بود که افسانه نقشه‌های طراحی شده‌اش را در آن می‌ریخت، شاید هم این همان رزومه‌ای بود که از افسانه یک برند مشهور ساخته بود.
مشاهده تمام رمان های مهرنوش صفایی
مجموعه‌ها