رمان نوجوان

نفرین گربه

بعضی از آدم‌ها فکر می‌کنند هر بلایی دلشان خواست می‌توانند سر گربه‌ها بیاورند و بعد هم قسر دربروند. غافل از این‌که بعضی از گربه‌ها «قدرت جادویی» دارند و می‌توانند روزگار آدم‌ها را سیاه کنند. «آرتین» و «سینا» و «گیلی» برای سردرآوردن از نفرین جادویی مرموزی راهی سفری ترسناک می‌شوند و سر از خانه‌ای عجیب وسط جنگلی بارانی درمی‌آورند. یعنی کدام نیروی شیطانی انتظار آن‌ها را می‌کشد؟

هوپا
9786008655602
۱۳۹۶
۲۰۰ صفحه
۱۳۸ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده الهام فلاح
۹ رمان الهام فلاح رمان‌نویس و داستان‌نویس ایرانی است؛ از نویسندگان زن معاصر است که با روایت‌های خانوادگی، اجتماعی و روان‌شناختی خوانده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. در آثار او، زندگی خصوصی و فشارهای بیرونی جدا از هم نیستند؛ رابطه‌ها، خاطره‌ها و انتخاب‌ها بار اصلی روایت را می‌سازند. زبان فلاح معمولا بر جزئیات عاطفی و حرکت تدریجی شخصیت‌ها تکیه دارد و خواننده ...
دیگر رمان‌های الهام فلاح
کشور چهاردهم
کشور چهاردهم راننده توی اوتول چرت می‌زد. بچه‌ها نشسته بودند دور تا دور میدانگاهی و اوتول سیاه اقلیما را نگاه می‌کردند و فینشان را بالا می‌کشیدند. پسرکی از سر شیطنت ریگی پرت کرد که خورد به شیشه اوتول. راننده پرید و کلاه از سرش افتاد. بچه‌ها خنده ترکاندند...
نفرین جغد
نفرین جغد بامداد شاگرد اول شده. مگر ممکن است کسی که تا به حال توی مدرسه دیده نشده شاگرد اول بشود؟ آرتین و سامی با کمک نارگل برای کشف راز بامداد و شاگرد اولی‌اش کلی نقشه پر دردسر کشیدند و فهمیدند پای یک جغد مرموز خارش‌آور در میان است. بعضی آدم‌ها نمی‌دانند جای پرنده توی آسمان است نه توی قفس. برای همین ...
همه دختران دریا
همه دختران دریا در را که باز کرد، سر بالا گرفت تا صورت مردی را که پشت در ایستاده بود ببیند. صلاح بود. خیلی بهتر از آن شب جلو زندان. خیلی بهتر از آن ناهار یکی دو ماه قبل انقلاب فرهنگی توی یکی از ساندویچی‌های انقلاب که ناغافل سر رسیده و نشسته بود روبروی او و دخترخاله، بازو به بازوی مجید. به خیالش ...
سامار
سامار امشب می‌روم و درست در همان لحظه‌ای که لال و منگ به نور منعکس شده از پارچ استیل به سقف اتاق خیره مانده و صدای خس خس سینه‌اش گچ دیوار را می‌خراشد، و باز همان 1 قسمت بی‌ارزش مغزش دارد کار می‌کند، آن هم مثل ساعت.بالش را روی صوتش می‌گذارم. فقط چند ثانیه. نه دست پایی برای زدن دارد نه ...
مشاهده تمام رمان های الهام فلاح
مجموعه‌ها