رمان ایرانی

طیف باطل

... تیمسار، توی روشنی بود، زیر چراغ خیابان، که نوری کم و محو، بر آن چیز باشکوه می‌تاباند ایستاده بود، سایه آن چیز باشکوه، درست روی سایه اقتداری افتاده بود، طوری که همه سایه را می‌پوشاند. تیمسار، فقط سایه آن چیز باشکوه را می‌دید، که همراهش می‌آمد. سر می‌خورد و می‌آمد، قوس می‌خورد و می‌آمد، اقتداری سر برگرداند، آن چیز باشکوه نبود، باز نگاه کرد، نبود، نگران و ترسیده و سفید شده، این‌سو و آن‌سو را نگاه کرد، آن چیز باشکوه نبود، گویی از ابتدا نبوده است...

افراز
9789642437801
۱۳۹۶
۲۵۶ صفحه
۱۳۱ مشاهده
۰ نقل قول
محمد ایوبی
صفحه نویسنده محمد ایوبی
۷ رمان محمد ایوبی داستان‌نویس ایرانی است؛ از نویسندگان ادبیات داستانی معاصر فارسی است. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار او در فضایی خوانده می‌شوند که زندگی اجتماعی، تجربه‌های فردی و حافظه ایرانی را به روایت تبدیل می‌کند. ایوبی در سنت داستان‌نویسی‌ای قرار دارد که به قصه، شخصیت و فضای زیسته اهمیت می‌دهد. حضور او بخشی از بدنه ادبیات معاصر ایران است؛ بدنه‌ای که ...
دیگر رمان‌های محمد ایوبی
روز گراز
روز گراز خانه سرد و ساکت است.انگار آب مرده‌شوخانه پاشیده باشند به همه جای آن، با این که سه مستاجر زندگی می‌کنند که با خود صاحبخانه می‌شوند چهار خانواده، همه هم بچه‌دار و شلوغ اما از همان دم‌در ناله‌های مادر را می‌شنوم فقط؛ مخصوصا سوختم‌های او پشت‌ چشم‌هام را می‌سوزانند. انگار یک مشت فلفل سرخ را با دماغم کشیده باشم بالا.
مرد تشویش همیشه
مرد تشویش همیشه ... زن می‌رود. نخست می‌پرسد به چیزی احتیاج ندارم؟ وقتی می‌گویم خیر، دقیق سفره را نگاه می‌کند. چون کم و کسری نمی‌بیند، می‌رود. بلند می‌شوم و قدم در شب می‌گذارم و آرام‌آرام می‌روم توی باغ، حالا بالای سرم منجوق‌های درخشان ستاره‌ها است و نفس نسیم که بر لاله‌ی گوش‌های من می‌نشیند. هوای خنک و تازه‌ی باغ را به سینه می‌کشم ...
مراثی بی‌پایان
مراثی بی‌پایان
اندوه جنوبی
اندوه جنوبی
مشاهده تمام رمان های محمد ایوبی
مجموعه‌ها