۱۱ رمان
مهدی میرباقری نویسنده ایرانی است و نامش در میان آثار داستانی و آموزشی منتشرشده برای مخاطبان فارسیزبان دیده میشود.
اطلاعات قطعی و عمومی درباره جزئیات زندگی او محدود است؛ در چنین وضعی معرفی درست باید به جای ساختن زندگینامه، بر حضور او در کتاب و متن تکیه کند.
کار نویسندگانی از این دست معمولا در رابطه مستقیم با خواننده معنا پیدا میکند؛ خوانندهای که دنبال روایت روشن، موضوع قابل لمس و زبان بیتکلف است.
میرباقری در فضای نشر فارسی به عنوان صدایی کمحاشیهتر ...
صحنههایی از زندگی پدرم
سمانه: تو یادت میره اما من هیچوقت روز عروسی مونو یادم نمیره، برات پیرهن خریدم.
جمال: چرا تو انقدر کم عقلی آخه زن؟ چرا پولا رو ریختی دور؟ به نظرت من ارزشی دارم که پول بالام خرج کنید؟
سمانه: چرا اینطوری حرف میزنی جمال جان؟
جمال: چینی بندزده چه ارزش داره؟ پالون ترمه خرو عوض نمیکنه. من شدم مثل همین ماشین قراضهم که ...
خواب خیس ماهی (3 نمایشنامه کوتاه 2 نفره عاشقانه)
مهیار: حس میکنم تو رفتی به آینده و من جا موندم، جا موندم تو گذشته و فراموش شدم.
لاله: نباید خیلی به این فکرای احمقانه اجازه بدی بیان تو ذهنت، مهیار تو باید خودتو جمع و جور کنی.
مهیار: میشه دوباره برگردیم به اون روزا؟
لاله: نه.
مهیار: من هنوز عاشقتم.
لاله: باید دل کندن رو یاد بگیری.
خواستگاری (1 کمدی تراژدی) نمایشنامه
خانوادهای چند ساعت مانده به شب خواستگاری دخترشان متوجه گرفتگی چاه فاضلابشان میشوند. غریبهای که از قضا همسایهشان همه هست برای باز کردن چه و رفع مشکلشان وارد خانه میشود، غریبه که به دختر خانواده علاقه دارد اطلاعاتی را در مورد خواستگار دختر در اختیار خانواده قرار میدهد و ...
آجی: بابایی شما اصلا میدونی عشق چیه؟
بابایی: اون چیزی ...
ایستادن روبهروی عقربههای کج
نمیدانم چرا هر وقت سرم را میگیرم زیر دوش آب یاد پدر میافتم که شیر آب داغ را باز میکرد و به زور نگهام میداشت زیر دوش آب داغ حمام عمومی، گردنم را محکم میگرفت و اجازه نمیداد تکان بخورم، نگهام میداشت زیر ریزش آب داغ، میسوختم، و جرات نداشتم حرفی بزنم، تا چند روز تمام تنم میسوخت، هر ...