۱۱ رمان
مهدی میرباقری نویسنده ایرانی است و نامش در میان آثار داستانی و آموزشی منتشرشده برای مخاطبان فارسیزبان دیده میشود.
اطلاعات قطعی و عمومی درباره جزئیات زندگی او محدود است؛ در چنین وضعی معرفی درست باید به جای ساختن زندگینامه، بر حضور او در کتاب و متن تکیه کند.
کار نویسندگانی از این دست معمولا در رابطه مستقیم با خواننده معنا پیدا میکند؛ خوانندهای که دنبال روایت روشن، موضوع قابل لمس و زبان بیتکلف است.
میرباقری در فضای نشر فارسی به عنوان صدایی کمحاشیهتر ...
نهنگ تنها
رها: چرا به پیمان نمیگی؟
تمنا: اون میدونه خیلی وقته میدونه، اما نمیخواد قبول کنه. قبول نکرده.
رها: الان چه تصمیمی گرفتی؟
هامون: از تو جدا شم. با خونواده اولم زندگی کنم.
رها: به من فکر نکردی؟
تمنا: جای من بودی چیکار می کردی رها؟
رها: پس زندگی من چی؟ ده سال زندگی من.
پیمان: تو زندگی منو خراب کردی ...
کافکا (با نگاهی به زندگی و آثار فرانتس کافکا به ویژه رمان مسخاش) نمایشنامه
این نمایشنامه اقتباس از زندگی و آثار فرانتس کافکا با تاکید روی رمان مسخاش میباشد.
فرانتس کافکا: خاطرات خوش اگر با غم عجین باشد طعم بهتری دارد، من در واقع غمگین نیستم بل جویای لذتم. ادبیات بستر مناسبی برای اندوهبازی است.
ماکس برود: من تو را میشناسم فرانتس. بیش از زندگی به نابودی و ویرانی خودت علاقهمندی.
فرانتس کافکا: آدم سرازیریها ...
ایستادن روبهروی عقربههای کج
نمیدانم چرا هر وقت سرم را میگیرم زیر دوش آب یاد پدر میافتم که شیر آب داغ را باز میکرد و به زور نگهام میداشت زیر دوش آب داغ حمام عمومی، گردنم را محکم میگرفت و اجازه نمیداد تکان بخورم، نگهام میداشت زیر ریزش آب داغ، میسوختم، و جرات نداشتم حرفی بزنم، تا چند روز تمام تنم میسوخت، هر ...
کارما
حافظ.
چرا گریه میکنی؟
آرسا.
من گریه نمیکنم.
حافظ.
پس اینا چیه؟ اشک نیست؟
آرسا.
شاید بارونه، نمیدونم از کجا اومده.
صحنههایی از زندگی پدرم
سمانه: تو یادت میره اما من هیچوقت روز عروسی مونو یادم نمیره، برات پیرهن خریدم.
جمال: چرا تو انقدر کم عقلی آخه زن؟ چرا پولا رو ریختی دور؟ به نظرت من ارزشی دارم که پول بالام خرج کنید؟
سمانه: چرا اینطوری حرف میزنی جمال جان؟
جمال: چینی بندزده چه ارزش داره؟ پالون ترمه خرو عوض نمیکنه. من شدم مثل همین ماشین قراضهم که ...