رمان خارجی - خاور میانه

شیر تلخ

(siyah sut)

هیچ‌کدام چاره‌ساز نبود. درمان‌ها چاره‌ساز نبودند. زیرا من برای تغییر و خوب شدن آماده نبودم. چاهی پر از احساسات برای خودم کنده بودم وقتی به عمیق بودن بیش از حد آن پی بردم، از کندن صرف نظر کردم و خودم را در آن چاه انداختم. تمام هفته‌ها و ماه‌های من درون آن چاه گذشت. هرقدر که دلم به حال خودم می‌سوخت، بیش‌تر در ته چاه فرو می‌رفتم. هرقدر به این باور می‌رسیدم که دیگر ته چاه هستم، بیش‌تر دلم به حال خودم می‌سوخت. ته چاه گردابی سرد و سوت و کور بود و من را در بر گرفته بود. چه‌وقت و چگونه ته این چاه رفته بودم، هیچ‌چیز نفهمیدم. هیچ تلاشی هم برای فهمیدن آن انجام ندادم. دوست نداشتم از آن چاه بیرون بیایم. آن‌جا ماندن راحت‌تر بود. بالا رفتن، دست و پا زدن و حتی پیچ و تاب خوردن هم سخت بود. این پیچ ‌و خم افسردگی که می‌گویند، حتی اگر راه‌های خروج را هم پیدا کرده باشی، دوست نداری از آن‌جا بروی.

میلکان
9786008812135
۱۳۹۶
۲۵۶ صفحه
۹۲۳ مشاهده
۰ نقل قول
الیف شافاک
صفحه نویسنده الیف شافاک
۴۱ رمان الیف شافاک، نویسنده ترک-بریتانیایی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در استراسبورگ فرانسه به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن به ترکی و انگلیسی و پرداختن به هویت‌های چندگانه شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «ملت عشق»، «حرامزاده استانبول» ...
دیگر رمان‌های الیف شافاک
شمسپاره
شمسپاره الیف شافاک در این کتاب از موضوع‌های مختلفی همچون هویت زن و جایگاه او در جامعه و خانواده،‌ آزادی‌های فردی، روابط میان زن و مرد، ادبیات، نزاع‌های قومی و غیره... صحبت می‌کند. شافاک در این کتاب به زندگی شخصی خود نیز پرداختع و به عنوان یک زن نویسنده چالش‌های زندگی‌اش را به رشته تحریر درآورده است. هر حکایت هر کلمه یک شمسپاره ...
کتاب صوتی ملت عشق
کتاب صوتی ملت عشق خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد، نوک قلمم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌هایی شناختم، قصه‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته. کفش‌های آهنی سوراخ شده؛ من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی… مولانا خودش را «خاموش» می‌نامید؛ یعنی ساکت. هیچ ...
شمعدانی
شمعدانی شمعدانی، دختربچه‌ای باهوش و کنجکاو است که کتاب خواندن را خیلی دوست دارد. او با خودش فکر می‌کند که فهماندن بعضی چیزها برای بزرگترها چقدر سخت است. یکی از چیزهایی که شمعدانی خیلی دوست دارد کتاب اطلسی است که پدرش برای او خریده و همیشه آن را همراه خود دارد. در اطلس تصویر کشورهایی را می‌بیند که خیال دارد در ...
جزیره درختان گمشده
جزیره درختان گمشده دو نوجوان، یک پسر مسیحی و یک دختر مسلمان، در میکده ای داخل جزیره‌ای که وطن می نامندبا هم ملاقات می کنند، کوستاس و دفنه در سایه‌ی عشقشان رشد می کنند و بزرگ می‌شوند، در خت انجیری از شکافی در سقف این میکده سربرافراشته است که شاهد ملاقات های مخفیانه و سرخوشانه‌ی آن ها است. وقتی جنگ آغاز می‌شود و ...
آینه‌های شهر
آینه‌های شهر «وقتی مردان انکزیسیون آن دور و اطراف مشغول نیزه‌اندازی بودند، زنان روستای پلاسنسیا دل مونته، دختر کوچک دومین زن آمت را چونان امانتی مقدس پنهان کردند. مادر دخترک، زنی بود روستایی از اهالی آفریقای شمالی. آمت زامبارل او را در ازای دو کیسه طلا از برده‌داری خریده، بلافاصله آزادش کرده بود. عشق این دو به همدیگر، زن اول آمت را ...
مشاهده تمام رمان های الیف شافاک
مجموعه‌ها