نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

ریچارد سوم

نمایشنامه‌ ریچارد سوم که در سال 3 - 1592 نوشته شده، از همان آغاز با استقبال فراوان خوانندگان و تماشاگران رو به رو شد، چندان که آن را در کنار هملت و رومئو و ژولیت در شمار محبوب‌ترین آثار شکسپیر جای داده‌اند. این نمایش‌نامه داستان برآمدن و فرو افتادن شاهی منفور را باز می‌گوید. اما شکسپیر سیمای این مرد زشت ‌صورت و زشت‌ سیرت را چنان تصویر کرده که حضورش بر صحنه، همه‌ شخصیت‌های دیگر را به محاق می‌برد. این هیولای بی‌شفقت که در راه رسیدن به تاج و تخت انگلستان از هیچ دروغ و خدعه و جنایتی رویگردان نیست، با هوشی اهریمنی و نگاهی ژرفکاو تا اعماق وجود قربانیانش نفوذ می‌کند و آز و شهوت این یک یا عقل سست‌پای دیگری را آماج خود می‌گیرد. از این روست که جملگی را به آسانی می‌فریبد و سرانجام به نابودی می‌کشاند. اما فزون‌خواهی و غرور بی‌حدش سرانجام او را نیز قرین رسوایی و تباهی می‌کند.

نی
9789641855439
۱۳۹۶
۲۵۶ صفحه
۲۱۷ مشاهده
۰ نقل قول
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۶۴ رمان ویلیام شکسپیر نمایشنامه‌نویس، شاعر و بازیگر انگلیسی بود و معمولاً مهم‌ترین چهره ادبیات نمایشی انگلیسی دانسته می‌شود. او در استراتفورد-اپان-ایون زیست و بخش اصلی کار حرفه‌ای خود را در فضای تئاتر لندن گذراند. از زندگی شخصی او همه چیز روشن نیست، اما آثارش نشان می‌دهند با زبان، صحنه و روان انسان آشنایی کم‌نظیری داشته است. شکسپیر هم برای تماشاگر عام می‌نوشت و هم متن‌هایی می‌ساخت که قرن‌ها بعد هنوز خوانده و اجرا می‌شوند. نمایشنامه‌هایی مانند «هملت»، «مکبث»، «شاه لیر»، «اتللو»، «رومئو و ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
مکبث
مکبث تراژدی مکبث شرح زندگی پرحادثة سرداری دلیر و لایق و صدیق به نام مکبث است که دنکن، پادشاه شریف و مهربان اسکاتلند، او را از میان هواخواهان خود بر‌میکشد و به وی لقب و منصب می‌‌بخشد. اما مکبث بر اثر تلقین جادوگران و وسوسة نفس و به اغوای زن جاه‌طلب خویش در شبی که پادشاه مهمان اوست او را در ...
2 نجیب‌زاده ورونا
2 نجیب‌زاده ورونا
هنری پنجم
هنری پنجم درام هیجان‌بخش، زندگی پادشاهی فره‌مند در آشوب تنش‌های داخلی و جنگ‌های برون مرزی و حماسه پیروزی سپاه کوچک او بر ارتش عظیم فرانسه هنری پنجم، اوج استادی شکسپیر در نگارش نمایش‌نامه‌های تاریخی است، با نگاهی تردیدآمیز به جنگ...
طوفان
طوفان لیکن مرا رها کنید از بند، به هلهله دست‌هایتان. دم جلیل شما می‌بایست تا بیاکند شراع‌هایم را. پس چونان که قلم عفو کشیدند بر گناهان شما، بگذارید تا د یده خطاپوش شما به آزادی‌ام بیانجامد.
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها