نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

ریچارد سوم

نمایشنامه‌ ریچارد سوم که در سال 3 - 1592 نوشته شده، از همان آغاز با استقبال فراوان خوانندگان و تماشاگران رو به رو شد، چندان که آن را در کنار هملت و رومئو و ژولیت در شمار محبوب‌ترین آثار شکسپیر جای داده‌اند. این نمایش‌نامه داستان برآمدن و فرو افتادن شاهی منفور را باز می‌گوید. اما شکسپیر سیمای این مرد زشت ‌صورت و زشت‌ سیرت را چنان تصویر کرده که حضورش بر صحنه، همه‌ شخصیت‌های دیگر را به محاق می‌برد. این هیولای بی‌شفقت که در راه رسیدن به تاج و تخت انگلستان از هیچ دروغ و خدعه و جنایتی رویگردان نیست، با هوشی اهریمنی و نگاهی ژرفکاو تا اعماق وجود قربانیانش نفوذ می‌کند و آز و شهوت این یک یا عقل سست‌پای دیگری را آماج خود می‌گیرد. از این روست که جملگی را به آسانی می‌فریبد و سرانجام به نابودی می‌کشاند. اما فزون‌خواهی و غرور بی‌حدش سرانجام او را نیز قرین رسوایی و تباهی می‌کند.

نی
9789641855439
۱۳۹۶
۲۵۶ صفحه
۲۱۷ مشاهده
۰ نقل قول
ویلیام شکسپیر
صفحه نویسنده ویلیام شکسپیر
۵۸ رمان ویلیام شکسپیر نمایشنامه‌نویس، شاعر و بازیگر انگلیسی بود و معمولاً مهم‌ترین چهره ادبیات نمایشی انگلیسی دانسته می‌شود. او در استراتفورد-اپان-ایون زیست و بخش اصلی کار حرفه‌ای خود را در فضای تئاتر لندن گذراند. از زندگی شخصی او همه چیز روشن نیست، اما آثارش نشان می‌دهند با زبان، صحنه و روان انسان آشنایی کم‌نظیری داشته است. شکسپیر هم برای تماشاگر عام می‌نوشت و هم متن‌هایی می‌ساخت که قرن‌ها بعد هنوز خوانده و اجرا می‌شوند. نمایشنامه‌هایی مانند «هملت»، «مکبث»، «شاه لیر»، «اتللو»، «رومئو و ...
دیگر رمان‌های ویلیام شکسپیر
داستان‌های شکسپیر
داستان‌های شکسپیر مجموعه‌ای که با عنوان کلی داستان‌های شکسپیر عرضه می‌شود در واقع بازنویسی قصه‌گونه نمایش‌نامه‌های نابغه بزرگ انگلیسی ویلیام شکسپیر است که به منظور آشنا کردن خوانندگان، به خصوص جوانان، با آثار کم نظیر او، صورت گرفته است.
مجلس تماشاخانه (به تربیت آوردن دختر تندخوی)
مجلس تماشاخانه (به تربیت آوردن دختر تندخوی) باپ تیستا: لوسانتیو، میل دارم که این کار در منزل من نشود. می‌دانی که دیوار گوش دارد. من نوکر زیاد دارم. به علاوه گرمیو پیر همیشه مواظب احوال است و ممکن است بدائی در این میانه واقع شود. ترانیو: خداوندگارا، پس در منزل من، اگر مرخص کنید، این امر واقع شود پدرم هم در آنجا منزل دارد، در آنجا است،‌ این ...
لیرشاه
لیرشاه لیرشاه، پیرمرد مغرور و کله‌شق تصمیم به تقسیم قلمرو سلطنت‌اش میان سه دختر خود می‌کند. او بزرگ‌ترین قسمت را به کسی که بیش از همه دوستش دارد، خواهد داد، اما نمی‌تواند تشخیص دهد چه کسی چاپلوس است و چه کسی واقعا او را دوست دارد. او کوچک‌ترین دخترش، کوردلیای صادق را تبعید می‌کند و قلمرویش را میان گونریل و ریگان ...
اتللو
اتللو آه، ای روح من، فتنه این‌جا خفته است، همه را او موجب شده. و شما، ای ستارگان آرزمگین، مپسندید که با شما بگویم چه کرده است! همه را او سبب شده. اما خونش را نخواهم ریخت، و این پوست سفید‌تر از برف را، که هم‌چون مرمری که بر گور‌ها می‌نهند صاف است، زخمدار نخواهم کرد. با این همه، باید بمیرد. ...
مکبث
مکبث تراژدی مکبث شرح زندگی پرحادثة سرداری دلیر و لایق و صدیق به نام مکبث است که دنکن، پادشاه شریف و مهربان اسکاتلند، او را از میان هواخواهان خود بر‌میکشد و به وی لقب و منصب می‌‌بخشد. اما مکبث بر اثر تلقین جادوگران و وسوسة نفس و به اغوای زن جاه‌طلب خویش در شبی که پادشاه مهمان اوست او را در ...
مشاهده تمام رمان های ویلیام شکسپیر
مجموعه‌ها