طنز

تعلیمات غیر اجتماعی (مجموعه طنز)

آقای هاشمی که تازه جریمه شده بود، برای اینکه خودش را راضی کند، مدام می‌گفت: «حتما خیری در این جریمه بوده... اصلا این جریمه‌های رانندگی نباشد کسی قوانین را رعایت نمی‌کند... دستشان درد نکند، اتفاقا خیلی خوب شد...» اما هر پنج دقیقه یک‌بار با یادآوری مبلغ جریمه دوباره عصبانی می‌شد. با خود فکر می‌کرد با آن پول چه کارها که نمی‌توانست بکند: می‌توانست برای همسرش یک شمش طلا در ابعاد نانو بخرد. می‌توانست در بهترین نقاط شمال، چند میلی‌متر زمین بخرد و در آنجا یک دانه برنج بکارد و به زراعت بپردازد. می‌توانست برود برج میلاد و به بستی روکش‌طلا، فقط یک لیس بزند و برگردد. می‌توانست...

9786005225808
۱۳۹۵
۱۷۲ صفحه
۱۱۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده مهرداد صدقی
۱۲ رمان مهرداد صدقی نویسنده و طنزنویس ایرانی است که با روایت‌های شوخ و اجتماعی‌اش میان خوانندگان امروز شناخته می‌شود. او از بجنورد می‌آید و در آثارش اغلب رگه‌هایی از زندگی شهرستانی، خاطره و زبان روزمره دیده می‌شود. طنز صدقی بر موقعیت و نگاه بنا می‌شود؛ آدم‌ها اغراق‌آمیزند، اما از زندگی واقعی جدا نیستند. در نوشته‌هایش، خنده گاهی راهی برای دیدن فشارهای اجتماعی، خانواده و تناقض‌های معمول زندگی است. محبوبیت آثار او نشان می‌دهد مخاطب فارسی همچنان به طنزی نیاز دارد که هم سرگرم کند و ...
دیگر رمان‌های مهرداد صدقی
آبنبات لیمویی
آبنبات لیمویی کتاب آبنبات لیمویی ادامه کتاب‌های «آبنبات هل‌دار»، «آبنبات دارچینی» و «آبنبات نارگیلی» اثر مهرداد صدقی است. در «آبنبات لیمویی» خوانندگان همچنان ماجراهای شخصیت اصلی سه رمان را دنبال می‌کنند. شخصیت اصلی این کتاب محسن است. که در سه رمان قبلی از دوران کودکی تا جوانی اش مخاطبان خود را با خود همراه کرده است. حالا محسن در کتاب آبنبات لیمویی ...
آب‌نبات پسته‌ای
آب‌نبات پسته‌ای آریشگر چنان موهایم را ماشین می‌کرد که انگار در دید او لذتی که در کچل کردن دیگران هست، در انتقام گرفتن نیست. کارش که تمام شد به این نتیجه رسیدم که متاسفانه جمجمه بچه حلال‌زاده به دایی‌اش می‌رود. احساس کردم این آه دایی است که مرا گرفته! به «دامبو» شدن او خندیدم؛ اما حالا خودم شبیه «جیمبو» شده بودم. احتمالا ...
آخرین نشان مردی
آخرین نشان مردی همه‌چیز از همان ماجرای چند روز پیش شروع شد. دختر خانمی که ما اصلا نجاتش ندادیم اما دوست داشت ما را قهرمان بداند، اسمش آتنا بود و از مامان شماره گرفته بود. دو روز پیش مادر آتنا تماس گرفت و از مامان تشکر کرد. مامان هم مدام لابه‌لای حرف‌هایش چشمکی به من می‌زد و می‌گفت: «راستش ما که کاری نکردیم؛ ...
شب‌های مافیا
شب‌های مافیا گرداننده گفت: «این بازی مافیاست و هرکسی بخواد بازی رو به هم بزنه، سروکارش با مافیاست. پس بدون اجازه نمی‌تونه از بازی خارج بشه و خروج بی‌اجازه یعنی مرگ...» مانی در کافه‌ای ناخواسته درگیر بازی مافیا می‌شود و نمی‌داند این بار بازی، فراتر از یک بازی است؛ مافیایی که نه‌تنها در بازی، که بیرون از آن هم قربانی می‌گیرد و ...
مشاهده تمام رمان های مهرداد صدقی
مجموعه‌ها