علمی تخیلی

دنیای دیوانه دیوانه شل سیلوراستاین

(Different dances)

شل سیلور استاین سال 1932 در شیکاگو، ایالت ایلی‌نوی آمریکا،‌ متولد شد. عمده شهرت وی برای شعرهایش در ادبیات کودک و نوجوان است. هرچند در زمینه‌های کاریکاتور، آهنگ‌سازی، ترانه‌سرایی، نوازندگی و نمایش‌نامه‌نویسی نیز کار کرده است. آثار سیلور استاین از مرز ادبیات کودک و نوجوان فراتر می‌رود. او خود می‌گوید: «امیدوارم مردم در هر سنی چیزی را در کتاب‌هایم بیابند تا با آن احساس نزدیکی کنند. کتاب را بردارند و حسی شخصی از کشف و شهود را تجربه کنند. این عالی است. البته برای خودشان نه من.»

پنجره
9789649225791
۱۳۹۳
۲۰۰ صفحه
۷۴۳ مشاهده
۰ نقل قول
شل سیلوراستاین
صفحه نویسنده شل سیلوراستاین
۵۹ رمان شل سیلوراستاین، شاعر، نویسنده و تصویرگر آمریکایی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در شیکاگو به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با کاریکاتور، ترانه‌نویسی و کتاب‌های کودک شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «درخت بخشنده»، «جایی که پیاده‌رو تمام می‌شود» ...
دیگر رمان‌های شل سیلوراستاین
لالایی‌ها افسانه‌ها دروغ‌ها
لالایی‌ها افسانه‌ها دروغ‌ها فصلی در پی فصلی دیگر چه زیباست در هوای مطبوع احساس شعف می‌کنم اما بادی می‌وزد، از جانب فردا که مرا می‌خواند. جز این چاره نیست که فصلی دیگر را پذیرا شوم.
سرگذشت لافکادیو
سرگذشت لافکادیو صاحب سیرک گفت: بسیار خوب، حالا بویت صددرصد بهتر شده است. تا وقتی من چرت کوتاهی می‌زنم برو سلمانی و برای خودت لباس هم بگیر. نمی‌توانی این‌طوری بدون لباس بگردی...
از خیلی خوب به خیلی بد
از خیلی خوب به خیلی بد اسم واقعی من گیلپیج است قدم 84 سانتی‌متر است وقتی که تصور می‌کنی با من دست دادی در واقع در گوشم زدی. من پسر زرب هفتم هستم از نژادی قدیمی و در شرف انقراض مرا به اینجا فرستادند تا ببینم آیا سیاره شما برای زندگی کردن جای امنی هست یا نه.
من و دوست غولم
من و دوست غولم عمویم گفت: "چه جوری به مدرسه می‌روی؟" گفتم: " با اتوبوس" پوزخندی زد و گفت: "من وقتی هم‌سن تو بودم، ده کیلومتر پیاده می‌رفتم." عمویم گفت: " چقدر بار را می‌توانی بلند کنی؟" گفتم : " یک گونی برنج" پوزخندی زد و گفت: " من وقتی هم‌سن تو بودم، یک گاری را به حرکت در می‌آوردم و یک گوساله را بلند می‌کردم." عمویم گفت: " تا حالا چند ...
آشنایی قطعه گمشده با دایره بزرگ (2 کتاب)
آشنایی قطعه گمشده با دایره بزرگ (2 کتاب) قطعه گم‌شده تنها نشسته بود... منتظر کسی بود که بیاید و او را با خود به جایی ببرد بعضی‌ها مناسب بودند... ولی نمی‌توانستند قل بخورند دیگران می‌توانستند قل بخورند ولی نامناسب بودند
مشاهده تمام رمان های شل سیلوراستاین
مجموعه‌ها