رمان خارجی - آلمان

آموک (همراه با نامه از زنی ناشناس)

داستان آموک که از زبان یک دکتر اروپایی که سال‌ها مستعمره هندهلند (اندونزی امروز) مشغول خدمت بوده است نقل می‌شود و می‌شود گفت اعترافات یک پزشک نادم اروپایی است که سرگذشت دردناک خود را در این مستعمره برای خالق داستان نقل می‌کند.

توس
2500110134278
۱۳۶۴
۲۳۲ صفحه
۲۹۳ مشاهده
۰ نقل قول
اشتفان تسوایگ
صفحه نویسنده اشتفان تسوایگ
۱۲ رمان اشتفان تسوایگ، نویسنده اتریشی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به روان انسان، وسواس، اروپا، تبعید و سقوط تمدن نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده ...
دیگر رمان‌های اشتفان تسوایگ
رومن رولان
رومن رولان منظور و هدف من از تالیف این اثر، تنها نوشتن شرح حال و آثار یکی از هنرمندان عالی‌قدر اروپایی نیست، بلکه در این کتاب بیشتر می‌خواهم راوی تلاش و کوشش صلح‌آمیز و انسان‌دوستانه مردم باشم که برای من و گروه دیگری نماد درخشان بزرگواری و معنویات در این عصر و زمانه است. بحث و تحقیق در زندگی بزرگان عالم ما را ...
شطرنج
شطرنج گروهی از مسافران یک کشتی سیاحی، قهرمان شطرنج جهان را به مبارزه می‌طلبند، در ابتدا آن‌ها شکست می‌خورند، تا این‌که توسط یک غریبه از میان جمعیت راهنمایی می‌شوند ـ مردی که برای برد دست به مخاطره می‌زند. شطرنج یکی از داستان‌های تحسین‌شده تسوایک است که تصویری شدیدا تاثیرگذار و در عین حال آزاردهنده از وسواس فکری و نبوغ ارائه ...
ماری آنتوانت
ماری آنتوانت بیش 100 سال است که هر وقت از ماری آنتوانت سخن به میان می‌آید، گروهی با بدترین دشنام‌ها از او نام می‌برند و عده‌ای دیگر او را ملکه گران‌قدری می‌دانند که معصوم و پرهیزکار بوده، و در نهایت بی‌انصافی او را اعدام با گیوتین محکوم کرده‌اند. و هر دو گروه، دشنام‌گویان و ستایش‌گران، با تعصبی کم‌نظیر نظر و عقیده خود ...
فرار به جنگ
فرار به جنگ از روی نزاکت زیردستانه یا شاید هم به خاطر اینکه مست هستند، چند نفر از کناردستی‌هایم با هر مصرعی بلند می‌خندند. بالاخره نکته واقعا خنده‌داری بازگو می‌کند و تمام میهمانان عربده می‌کشند:«براوو، براوو» اینجا اما قلب مرا سنگینی‌ای فرا می‌گیرد، مانند چنگالی این خنده بلند به قلبم فرو می‌رود. چگونه می‌توان خندید وقتی کسی در حال ناله است و بی‌نهایت ...
مشاهده تمام رمان های اشتفان تسوایگ
مجموعه‌ها