کودک و نوجوان

فرود و جریره (قصه‌های شاهنامه 4)

جریره از راه‌های تو در تو می‌گذرد و از پلکان بالا می‌رود. هنوز اندوه مرگ همسرش سیاوش در دلش زنده است. جریره تنها پسرش فرود را به سوی سپاه ایران می‌فرستد تا در خونخواهی سیاوش با آنان همراه شود. اما توس، فرمانروای سپاه ایران دست دوستی فرود را پس می‌زند. در مجموعه دوم «قصه‌های شاهنامه» (جلدهای 4، 5 و 6) نویسنده کوشیده است که با پرداختن به داستان زندگی برخی از زنان شاهنامه، آن‌ها را از کنج حجره‌های این قلعه بیرون کشد تا جانی دوباره گیرند و نمایشی نو از روزهای دور گذشته برپا سازند.

افق
9789646742956
۱۳۹۵
۷۲ صفحه
۳۱۲ مشاهده
۰ نقل قول
آتوسا صالحی
صفحه نویسنده آتوسا صالحی
۱۵ رمان آتوسا صالحی نویسنده، شاعر، مترجم و روزنامه‌نگار ایرانی است؛ چهره‌ای فعال در ادبیات کودک و نوجوان که با شعر، داستان و بازنویسی شناخته می‌شود. او در تهران به دنیا آمد و فعالیتش در حوزه کودک و نوجوان، هم جنبه ادبی دارد و هم رسانه‌ای؛ یعنی با سلیقه و نیاز مخاطب جوان از نزدیک در تماس بوده است. در آثار صالحی، زبان شاعرانه با روایت قابل دسترس کنار هم می‌نشیند. او تلاش می‌کند متن برای نوجوان جدی باشد، اما از لذت خواندن دور ...
دیگر رمان‌های آتوسا صالحی
رستم و سهراب (قصه‌های شاهنامه 8)
رستم و سهراب (قصه‌های شاهنامه 8) بگو رستم کجاست؟ بگو در کدام یک از این سراپرده‌هاست؟ دوست دارم زودتر، پیش از آن که کسی از رازم پرده بردارد، با او روبه‌رو شوم؟ دوست دارم بدانم آیا می‌تواند فرزند نادیده‌اش را در جامعه دشمنان بشناسد؟ در این مجموعه نویسنده کوشیده است که در مسیرهای ناشناخته‌تر شاهنامه حرکت کند، تا با پرهیز از تکرار افسانه‌ها، آن‌ها را از ...
توپ را شوت کن!
توپ را شوت کن!
ضحاک بنده‌ی ابلیس (قصه‌های شاهنامه 1)
ضحاک بنده‌ی ابلیس (قصه‌های شاهنامه 1) از دوش‌های ضحاک، این بنده ابلیس، دو مار روییده است. مارها هر روز خوراک می‌خواهند و خوراک آن‌ها مغز جوانان است. ارمایل و کرمایل، این دو برادر پارسا و دوراندیش می‌خواهند به دربار ضحاک بروند و خورشگر او شوند. آن‌ها تدبیر و نقشه‌ای در سر دارند. در این مجموعه نویسنده کوشیده است که در مسیرهای ناشناخته‌تر شاهنامه حرکت کند، تا ...
جمشید (قصه‌های شاهنامه 10)
جمشید (قصه‌های شاهنامه 10) شهرناز ابروهایش را چون دو ریسمان سیاه در هم گره می‌زند و می‌گوید: «دیگر چه در سر داری؟ هفت دریا و هفت خشکی را دیدی و نامت را در چهار گوشه خاک بلندآوازه کردی. دست از این همه آرزوی دور و دراز بردار!» از دور پیداست. سنگ‌های گران‌بها بر چهار گوشه‌اش می‌درخشند. می‌گویم: «خشکی و دریا را زیر پا گذاشتم ...
مشاهده تمام رمان های آتوسا صالحی
مجموعه‌ها