رمان ایرانی

عاشقانه‌ها

من، شناگر از کودکی در آب غوطه‌خورده شمالی، اگر در دریا به آسانی غرق نمی‌شوم، در دامنه سبلان، چنان گل‌باران شدم که یکپارچه خیس از عطر زنده گل‌ها، چتری از رویا رنگ بالای سرم گشوده شد، و زیر چتر، کوله‌ام را زمین گذاشتم ـ روی سبز ـ سفره‌ام را باز کردم، و خسته خسته، پنیر تبریز را با خیاری که طراوت و تردی پوستش چاقوی زنجانی‌ام را خجل می‌کرد، لای نان تازه دهی گذاشتم... چه عطری، خدای من! صدای زنبور می‌آمد، و تو را دیدم که از دور می‌آمدی...

روزبهان
9786001741753
۱۳۹۷
۴۰۰ صفحه
۲۱۱ مشاهده
۰ نقل قول
نادر ابراهیمی
صفحه نویسنده نادر ابراهیمی
۶۵ رمان نادر ابراهیمی نویسنده، فیلم‌ساز و پژوهشگر ایرانی بود و از چهره‌هایی است که در ادبیات معاصر فارسی حضوری چندسویه دارد. او در تهران به دنیا آمد و در داستان، رمان، ادبیات کودک و نوجوان، سینما و تلویزیون کار کرد. کارنامه او فقط به چند کتاب مشهور محدود نمی‌شود. ابراهیمی از آن نویسندگانی بود که نوشتن را با زیستن، سفر، کار فرهنگی و تجربه اجتماعی پیوند می‌زد و همین تنوع در لحن آثارش دیده می‌شود. «آتش بدون دود» از شناخته‌شده‌ترین آثار اوست؛ روایتی ...
دیگر رمان‌های نادر ابراهیمی
حکایت آن اژدها (مجموعه 10 داستان کوتاه)
حکایت آن اژدها (مجموعه 10 داستان کوتاه)
قلب کوچکم را به چه کسی بدهم
قلب کوچکم را به چه کسی بدهم
آتش بدون دود 3 (7 جلدی)
آتش بدون دود 3 (7 جلدی)
هزارپای سیاه و قصه‌های صحرا
هزارپای سیاه و قصه‌های صحرا من عاشق تقی بودم. اسمش را می‌گذارم عشق؛ اگر عشق، دوست داشتن نباشد، جذب شدن و کشیده شدن باشد؛ چون نمی‌توانستم نگاهش نکنم. تا وقتی که دست و پایش را می‌گرفتند و می‌بستند و می‌بردند توی زیرزمین من همانطور با نگاهم می‌پاییدمش. اسمش را گذاشته بودم عشق، چون برای دیدنش مدرسه نمی‌رفتم. هیچ کجا نمی‌رفتم. کیفم را بر می‌داشتم و ...
مشاهده تمام رمان های نادر ابراهیمی
مجموعه‌ها