رمان خارجی

واهمه‌های با نام و نشان (نامه‌هایی به دوبنکا)

(Dopisy dubence)

واهمه‌های بی‌نام و نشان مجموعه نامه‌هایی است که بهومیل هرابال (1914ـ1997) در خلال سال‌های 1989 تا 1991 برای ایپریل گیفورد (که هرابال به زبان خودش او را دوینکا می‌نامید) نگاشته اما هرگز پست نکرده است. این نوشته‌های گاهشمار تمامی رویدادهای شاخص زندگی اوست که اغلب اوقات از پشت پنجره کافه‌هایی که پاتوقش بودند شاهدشان بوده است. هرابال، با همان روایت گرمی که به شیوه جریان سیال ذهن بازگو می‌شود و مشخصه سبک او شده، شرحی طنزآمیز و گاه تکان‌دهنده از زندگی در پراگ تحت اشغال نازی‌ها، پراگ تحت سلطه کمونیسم و بعد وجد کوتاه‌مدت پس از انقلاب 1989 ارائه می‌کند. تکه‌هایی هم از خاطرش از سفر به برتانیا و ایالات متحده آمریکا می‌رود. واهمه‌های با نام و نشان ترکیبی است خارق‌العاده از تاریخچه شخصی و تداعی‌های ذهنی در نثری شاعرانه.

سما قرایی
هنوز
9786006047423
۱۳۹۷
۲۸۰ صفحه
۲۳۸ مشاهده
۰ نقل قول
بهومیل هرابال
صفحه نویسنده بهومیل هرابال
۱۶ رمان بهومیل هرابال، نویسنده چکی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به طنز، کار، تنهایی، تاریخ و زندگی مردم عادی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های بهومیل هرابال
مرگ آقای بالتیس برگر
مرگ آقای بالتیس برگر عده‌ای پیرمرد روی نیمکتت در مقابل کارخانه سیمان نشسته بودند و سر همدیگر داد می‌کشیدند و یقه همدیگر را گرفته بودند و در گوش هم فریاد می‌زدند. گرد و غبار سیمان می‌بارید و تمام خانه‌ها و باغ‌ها با پودر سنگ سیمان پوشیده شده بودند. من قدم به منطقه خاک‌آلود گذاشتم. مردی کوچک با داس چمن‌های زیر یک درخت گلابی تنها ...
من خدمتکار شاه انگلیس بودم
من خدمتکار شاه انگلیس بودم کارم را در هتل پراگ طلایی که شروع کردم، رئیس هتل گوش چپ مرا پیچاند و گفت: «اینجا فقط یه خدمتکاری پس یادت باشه که نه چیزی می‌بینی و نه می‌شنوی، چی گفتم؟ تکرار کن.» گفتم: «نه چیزی می‌بینم و نه چیزی می‌شنوم» این‌بار گوش راستم را گرفت و بلندم کرد و گفت: «در عین حال باید چشم و گوشت ...
تنهایی پر هیاهو
تنهایی پر هیاهو تنهایی پر هیاهو ماجرای عشق آدمیزاد به کتاب است. این‌که چگونه یک کتاب می‌تواند برای آدم فراتر از یک کتاب (یک جسم‌واره) باشد، و ما نیز در مقابل آن، فراتر از یک خواننده و یا مخاطبی گذرا باشیم. راوی مردی به نام هانتا که 35 سال از عمرش را در کاغذ باطله و کار با دستگاه پرس کاغذ سپری کرده ...
شهری که در آن زمان ایستاد
شهری که در آن زمان ایستاد وقتی پدرم نقش آن پری دریایی را که برای همیشه روی سینه‌ام نقش بسته بود، دید، لحظه‌ای خشکش زد و بعد به مدت طولانی به آن خیره شد، هیچ‌کدام از چشمانش پلک نمی‌زدند انگار در ذهنش دنبال دلایلی می‌گشت که ممکن بود آن نشان دریایی و پاک‌نشدنی را توجیه کند...
مشاهده تمام رمان های بهومیل هرابال
مجموعه‌ها